ignoring ill-omens
خیالهای نامطلوب را نادیده گرفتن
seeing ill-omens
خیالهای نامطلوب را دیدن
avoid ill-omens
از خیالهای نامطلوب پرهیز کردن
felt ill-omens
خیالهای نامطلوب را احساس کردن
such ill-omens
چنین خیالهای نامطلوبی
ill-omens abound
خیالهای نامطلوب فراوان هستند
despite ill-omens
هر چه خیالهای نامطلوب باشد
chasing ill-omens
پشت خیالهای نامطلوب دویدن
heeding ill-omens
خیالهای نامطلوب را در نظر گرفتن
foreseeing ill-omens
پیشبینی خیالهای نامطلوب
the flock of crows flying overhead felt like ill-omens before the storm.
گردوه گرگها که بالای سر پرواز میکردند، قبل از باران به عنوان نشانههای بد در نظر گرفته میشدند.
he dismissed the strange noises as mere ill-omens and continued his journey.
او نویزهای عجیب را به عنوان نشانههای بد سادهای نادیده گرفت و سفر خود را ادامه داد.
the broken mirror was considered a significant ill-omen by superstitious family members.
آینه شکسته توسط اعضای خانوادهای که دارای باورهای خاص بودند، به عنوان یک نشانهی بد مهم در نظر گرفته میشد.
ignoring the ill-omens, she decided to proceed with the risky business deal.
به چشم نداشتن به نشانههای بد، او تصمیم گرفت با توافق کسب و کار خطرناک پیش بروید.
the team's losing streak felt like a series of ill-omens for the championship game.
سری بازندهای تیم به عنوان یک سری از نشانههای بد برای بازی جام محسوب میشد.
many cultures associate black cats with ill-omens and bad luck.
بیشتر فرهنگها گربههای سیاه را با نشانههای بد و بد شانسی مرتبط میکنند.
the recurring dream of falling was a powerful ill-omen for him.
رویا مکرر از افت، برای او یک نشانهی بد قوی بود.
she tried to shake off the feeling of impending doom and the accompanying ill-omens.
او سعی کرد احساس نزدیک بودن نابودی و نشانههای بد همراه با آن را از بین ببرد.
the old sailor warned of ill-omens at sea, like unusually calm waters.
کشتیگذار قدیمی از نشانههای بد در دریا، مانند آبهای غیرمعمولی آرام، هشدار داد.
despite the numerous ill-omens, they stubbornly pressed on with their plans.
هر چند که نشانههای بد متعددی وجود داشت، آنها با اصرار به برنامههای خود ادامه دادند.
he interpreted the sudden silence as an ill-omen, a sign of trouble ahead.
او سکوت ناگهانی را به عنوان یک نشانهی بد، نشانهای از مشکلات آینده تفسیر کرد.
ignoring ill-omens
خیالهای نامطلوب را نادیده گرفتن
seeing ill-omens
خیالهای نامطلوب را دیدن
avoid ill-omens
از خیالهای نامطلوب پرهیز کردن
felt ill-omens
خیالهای نامطلوب را احساس کردن
such ill-omens
چنین خیالهای نامطلوبی
ill-omens abound
خیالهای نامطلوب فراوان هستند
despite ill-omens
هر چه خیالهای نامطلوب باشد
chasing ill-omens
پشت خیالهای نامطلوب دویدن
heeding ill-omens
خیالهای نامطلوب را در نظر گرفتن
foreseeing ill-omens
پیشبینی خیالهای نامطلوب
the flock of crows flying overhead felt like ill-omens before the storm.
گردوه گرگها که بالای سر پرواز میکردند، قبل از باران به عنوان نشانههای بد در نظر گرفته میشدند.
he dismissed the strange noises as mere ill-omens and continued his journey.
او نویزهای عجیب را به عنوان نشانههای بد سادهای نادیده گرفت و سفر خود را ادامه داد.
the broken mirror was considered a significant ill-omen by superstitious family members.
آینه شکسته توسط اعضای خانوادهای که دارای باورهای خاص بودند، به عنوان یک نشانهی بد مهم در نظر گرفته میشد.
ignoring the ill-omens, she decided to proceed with the risky business deal.
به چشم نداشتن به نشانههای بد، او تصمیم گرفت با توافق کسب و کار خطرناک پیش بروید.
the team's losing streak felt like a series of ill-omens for the championship game.
سری بازندهای تیم به عنوان یک سری از نشانههای بد برای بازی جام محسوب میشد.
many cultures associate black cats with ill-omens and bad luck.
بیشتر فرهنگها گربههای سیاه را با نشانههای بد و بد شانسی مرتبط میکنند.
the recurring dream of falling was a powerful ill-omen for him.
رویا مکرر از افت، برای او یک نشانهی بد قوی بود.
she tried to shake off the feeling of impending doom and the accompanying ill-omens.
او سعی کرد احساس نزدیک بودن نابودی و نشانههای بد همراه با آن را از بین ببرد.
the old sailor warned of ill-omens at sea, like unusually calm waters.
کشتیگذار قدیمی از نشانههای بد در دریا، مانند آبهای غیرمعمولی آرام، هشدار داد.
despite the numerous ill-omens, they stubbornly pressed on with their plans.
هر چند که نشانههای بد متعددی وجود داشت، آنها با اصرار به برنامههای خود ادامه دادند.
he interpreted the sudden silence as an ill-omen, a sign of trouble ahead.
او سکوت ناگهانی را به عنوان یک نشانهی بد، نشانهای از مشکلات آینده تفسیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید