bad omens
نشانههای بد
good omens
نشانههای خوب
ominous omens
نشانههای وخیم
strange omens
نشانههای عجیب
dark omens
نشانههای تاریک
ancient omens
نشانههای باستانی
prophetic omens
نشانههای پیشگویی
mysterious omens
نشانههای مرموز
fateful omens
نشانههای سرنوشتساز
unseen omens
نشانههای پنهان
many people believe that omens can predict the future.
بسیاری از مردم معتقدند که فالها میتوانند آینده را پیشبینی کنند.
seeing a black cat is often considered a bad omen.
دیدن یک گربه سیاه اغلب به عنوان یک نشانه بد در نظر گرفته میشود.
in ancient times, omens were taken very seriously.
در زمانهای قدیم، فالها را بسیار جدی میگرفتند.
some cultures interpret omens differently based on their beliefs.
برخی از فرهنگها، بر اساس باورهای خود، فالها را به روشهای مختلف تفسیر میکنند.
she felt that the storm was an omen of change.
او احساس کرد که طوفان نشانهای از تغییر است.
he dismissed the omens as mere superstition.
او فالها را صرفاً خرافات تلقی کرد.
many sailors relied on omens to guide their journeys.
بسیاری از دریانوردان برای هدایت سفر خود به فالها اعتماد میکردند.
some people keep a journal of omens they encounter.
برخی از افراد دفترچهای از فالهایی که با آنها مواجه میشوند، نگه میدارند.
she interpreted the dream as an omen of good luck.
او رویای خود را به عنوان نشانهای از خوششانسی تفسیر کرد.
omen readings are a part of many spiritual practices.
تفسیر فال بخشی از بسیاری از اعمال معنوی است.
bad omens
نشانههای بد
good omens
نشانههای خوب
ominous omens
نشانههای وخیم
strange omens
نشانههای عجیب
dark omens
نشانههای تاریک
ancient omens
نشانههای باستانی
prophetic omens
نشانههای پیشگویی
mysterious omens
نشانههای مرموز
fateful omens
نشانههای سرنوشتساز
unseen omens
نشانههای پنهان
many people believe that omens can predict the future.
بسیاری از مردم معتقدند که فالها میتوانند آینده را پیشبینی کنند.
seeing a black cat is often considered a bad omen.
دیدن یک گربه سیاه اغلب به عنوان یک نشانه بد در نظر گرفته میشود.
in ancient times, omens were taken very seriously.
در زمانهای قدیم، فالها را بسیار جدی میگرفتند.
some cultures interpret omens differently based on their beliefs.
برخی از فرهنگها، بر اساس باورهای خود، فالها را به روشهای مختلف تفسیر میکنند.
she felt that the storm was an omen of change.
او احساس کرد که طوفان نشانهای از تغییر است.
he dismissed the omens as mere superstition.
او فالها را صرفاً خرافات تلقی کرد.
many sailors relied on omens to guide their journeys.
بسیاری از دریانوردان برای هدایت سفر خود به فالها اعتماد میکردند.
some people keep a journal of omens they encounter.
برخی از افراد دفترچهای از فالهایی که با آنها مواجه میشوند، نگه میدارند.
she interpreted the dream as an omen of good luck.
او رویای خود را به عنوان نشانهای از خوششانسی تفسیر کرد.
omen readings are a part of many spiritual practices.
تفسیر فال بخشی از بسیاری از اعمال معنوی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید