omens

[ایالات متحده]/ˈəʊmənz/
[بریتانیا]/ˈoʊmənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌ها یا هشدارهایی از رویدادهای آینده
v. نشان دادن یا پیش‌بینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bad omens

نشانه‌های بد

good omens

نشانه‌های خوب

ominous omens

نشانه‌های وخیم

strange omens

نشانه‌های عجیب

dark omens

نشانه‌های تاریک

ancient omens

نشانه‌های باستانی

prophetic omens

نشانه‌های پیشگویی

mysterious omens

نشانه‌های مرموز

fateful omens

نشانه‌های سرنوشت‌ساز

unseen omens

نشانه‌های پنهان

جملات نمونه

many people believe that omens can predict the future.

بسیاری از مردم معتقدند که فال‌ها می‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند.

seeing a black cat is often considered a bad omen.

دیدن یک گربه سیاه اغلب به عنوان یک نشانه‌ بد در نظر گرفته می‌شود.

in ancient times, omens were taken very seriously.

در زمان‌های قدیم، فال‌ها را بسیار جدی می‌گرفتند.

some cultures interpret omens differently based on their beliefs.

برخی از فرهنگ‌ها، بر اساس باورهای خود، فال‌ها را به روش‌های مختلف تفسیر می‌کنند.

she felt that the storm was an omen of change.

او احساس کرد که طوفان نشانه‌ای از تغییر است.

he dismissed the omens as mere superstition.

او فال‌ها را صرفاً خرافات تلقی کرد.

many sailors relied on omens to guide their journeys.

بسیاری از دریانوردان برای هدایت سفر خود به فال‌ها اعتماد می‌کردند.

some people keep a journal of omens they encounter.

برخی از افراد دفترچه‌ای از فال‌هایی که با آن‌ها مواجه می‌شوند، نگه می‌دارند.

she interpreted the dream as an omen of good luck.

او رویای خود را به عنوان نشانه‌ای از خوش‌شانسی تفسیر کرد.

omen readings are a part of many spiritual practices.

تفسیر فال بخشی از بسیاری از اعمال معنوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید