harbinger

[ایالات متحده]/ˈhɑːbɪndʒə(r)/
[بریتانیا]/ˈhɑːrbɪndʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیامبر، نشانه
Word Forms
قسمت سوم فعلharbingered
جمعharbingers
زمان گذشتهharbingered
شکل سوم شخص مفردharbingers
صفت یا فعل حال استمراریharbingering

جملات نمونه

The cock is the harbinger of dawn.

خروس مژده‌دهنده سپیده سحر است.

witch hazels are the harbingers of spring.

نسیم‌های پیش‌زمستان نشانه‌هایی از بهار هستند.

The cuckoo is a harbinger of spring.

زاغ مقلد، نشانه‌آور بهار است.

The crow of the cock is a harbinger of dawn.

قاروق خروس مژده‌دهنده سپیده سحر است.

Their thirst for reinvention saw the elegantly quiffed Hamburg rockers become the mop-topped fab four, hippy harbingers of sexual liberation and, eventually, druggy psychedelic visionaries.

اشتیاق آنها به نوآوری باعث شد که راکرهای هامبورگ با مدل موی ظریف به گروه چهار نفره محبوب، پیشگویان هیپی، آزادی جنسی و در نهایت، دیدگاه‌های روانگردان تبدیل شوند.

The sudden drop in temperature was a harbinger of the coming storm.

کاهش ناگهانی دما نشانه‌ای از طوفان قریب‌الوقوع بود.

The first robin of spring is often seen as a harbinger of warmer weather.

اولین مرغ گنجشک بهاری اغلب به عنوان نشانه‌ای از هوای گرم‌تر تلقی می‌شود.

Her success in the local competition was a harbinger of her future career in music.

موفقیت او در مسابقه محلی نشانه‌ای از آینده حرفه‌ای او در موسیقی بود.

The dark clouds gathering in the sky were a harbinger of the approaching thunderstorm.

ابرهای تیره که در آسمان جمع شده بودند، نشانه‌ای از رعد و برق قریب‌الوقوع بود.

The economic downturn served as a harbinger of tough times ahead.

رکود اقتصادی به عنوان نشانه‌ای از دوران سخت پیش رو عمل کرد.

The early signs of fatigue were a harbinger of the athlete's impending injury.

علائم اولیه خستگی نشانه‌ای از آسیب قریب‌الوقوع ورزشکار بود.

The increase in crime rates is often seen as a harbinger of social unrest.

افزایش نرخ جرم و جنایت اغلب به عنوان نشانه‌ای از ناآرامی‌های اجتماعی تلقی می‌شود.

The sudden appearance of migratory birds is a harbinger of the changing seasons.

ظهور ناگهانی پرندگان مهاجر نشانه‌ای از تغییر فصل‌ها است.

The new technology was a harbinger of the digital revolution to come.

فناوری جدید نشانه‌ای از انقلاب دیجیتال پیش رو بود.

The early blooming of flowers was a harbinger of an early spring.

شکوفه‌های اولیه گل‌ها نشانه‌ای از بهار زودرس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید