illusionist

[ایالات متحده]/ɪ'l(j)uːʒ(ə)nɪst/
[بریتانیا]/ɪˈluʒənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادوگر که با استفاده از ترفندهای بصری توهمات ایجاد می‌کند
Word Forms

جملات نمونه

The illusionist performed a mind-blowing magic trick on stage.

یک شعبده‌باز یک شعبده‌ی جادویی خیره‌کننده را روی صحنه اجرا کرد.

The illusionist made a coin disappear in front of the audience's eyes.

شعبده‌باز سکه‌ای را در مقابل چشمان تماشاچیان ناپدید کرد.

The illusionist's performance left the audience in awe and wonder.

اجرای شعبده‌باز باعث شد تماشاچیان با حیرت و شگفتی مواجه شوند.

The illusionist created the illusion of levitation with his skillful techniques.

شعبده‌باز با استفاده از تکنیک‌های ماهرانه خود، توهم شناور شدن را ایجاد کرد.

Many people were amazed by the illusionist's ability to predict the future.

بسیاری از مردم از توانایی شعبده‌باز در پیش‌بینی آینده شگفت‌زده شدند.

The illusionist used smoke and mirrors to create a mysterious atmosphere.

شعبده‌باز از دود و آینه برای ایجاد فضایی مرموز استفاده کرد.

Audiences were captivated by the illusionist's sleight of hand tricks.

تماشاچیان مجذوب شعبده‌بازی شعبده‌باز با دست‌های خود شدند.

The illusionist's performance was full of suspense and intrigue.

اجرای شعبده‌باز پر از تعلیق و رمز و راز بود.

The illusionist's show was a combination of magic, illusion, and entertainment.

نمایش شعبده‌باز ترکیبی از جادو، توهم و سرگرمی بود.

The illusionist's tricks left the audience questioning what was real and what was an illusion.

شعبده‌های شعبده‌باز باعث شد تماشاچیان این‌که چه چیزی واقعی و چه چیزی توهم بود را زیر سوال ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید