conjurer

[ایالات متحده]/'kʌndʒərə/
[بریتانیا]/ˈkɑndʒəɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادوگر; جادوگر.
Word Forms
جمعconjurers

جملات نمونه

The conjurer performed a magic trick on stage.

مجذوب، یک شعبده‌باز، یک شعبده روی صحنه اجرا کرد.

The conjurer made a rabbit disappear.

مجذوب باعث ناپدید شدن یک خرگوش شد.

The audience was amazed by the conjurer's illusions.

تماشاگران از شعبده‌های مجذوب شگفت‌زده شدند.

The conjurer pulled a bouquet of flowers out of his hat.

مجذوب یک دسته گل از کلاه خود بیرون کشید.

The conjurer had a deck of cards for his next trick.

مجذوب برای شعبده بعدی خود یک دسته کارت داشت.

The conjurer's assistant helped with the magic performance.

دستیار مجذوب در اجرای شعبده کمک کرد.

The conjurer's show was full of mystery and wonder.

نمایش مجذوب پر از رمز و راز و شگفتی بود.

The children were delighted by the conjurer's tricks.

کودکان از شعبده‌های مجذوب بسیار خوشحال شدند.

The conjurer used sleight of hand to deceive the audience.

مجذوب از حقه برای فریب تماشاچیان استفاده کرد.

The conjurer's performance left everyone in awe.

اجرای مجذوب باعث حیرت همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید