sorcerer

[ایالات متحده]/'sɔːs(ə)rə/
[بریتانیا]/'sɔrsərɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جادوگر مرموز که جادو را تمرین می‌کند؛ یک جادوگر مرد یا جادوگر
Word Forms
جمعsorcerers

عبارات و ترکیب‌ها

powerful sorcerer

جادوگری قدرتمند

evil sorcerer

جادوگری خبیث

dark sorcerer

جادوگری تاریک

master sorcerer

استاد جادوگری

sorcerer's spell

طلسم جادوگر

جملات نمونه

The sorcerer cast a powerful spell on the villagers.

جادوگر یک طلسم قدرتمند بر روی اهالی دهکده اعمال کرد.

Legends say that the sorcerer could control the elements.

افسانه ها می گویند که جادوگر می توانست عناصر را کنترل کند.

The sorcerer's crystal ball revealed the future.

توپ بلور جادوگر آینده را نشان داد.

The sorcerer's cloak billowed in the wind.

شنل جادوگر در باد به اهتزاز درآمد.

The sorcerer brewed a potion to cure the king's illness.

جادوگر معجونی را برای درمان بیماری پادشاهی درست کرد.

The sorcerer's lair was hidden deep in the forest.

لانه جادوگر عمیقاً در جنگل پنهان شده بود.

The sorcerer summoned a familiar spirit to aid him.

جادوگر یک روح آشنا را برای کمک به او احضار کرد.

The sorcerer's staff crackled with magical energy.

چوب دستی جادوگر با انرژی جادویی جرقه می زد.

The sorcerer's apprentice was eager to learn the secrets of magic.

شاگرد جادوگر مشتاق به یادگیری اسرار جادو بود.

The sorcerer's eyes glowed with an otherworldly light.

چشمان جادوگر با نوری ماوراء الطبیعه می درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید