wild imaginings
خيالپردازیهای وحشیانه
childhood imaginings
خيالپردازیهای دوران كودكي
pure imaginings
خيالپردازیهای خالص
beyond imaginings
فراتر از خيالپردازی
fueled imaginings
خيالپردازیهای تقویتشده
shared imaginings
خيالپردازیهای مشترك
abandoned imaginings
خيالپردازیهای رهاشده
vivid imaginings
خيالپردازیهای زنده
idle imaginings
خيالپردازیهای بياراده
their imaginings
خيالپردازیهای آنها
lost in my imaginings, i almost missed the bus.
در حال غرق شدن در تصوراتم، تقریباً اتوبوس را از دست دادم.
her childhood imaginings shaped her dreams of becoming a writer.
تصورات دوران کودکی او، رویاهایش را برای تبدیل شدن به نویسنده شکل داد.
the film sparked vivid imaginings of life on a distant planet.
فیلم، تصورات زنده ای از زندگی در یک سیاره دور ایجاد کرد.
we spent the afternoon indulging in silly imaginings with the children.
ما بعد از ظهر را صرف بازی با تصورات احمقانه با بچه ها کردیم.
the artist's work is full of fantastical imaginings and vibrant colors.
کارهای هنرمند پر از تصورات فانتزی و رنگ های زنده است.
don't let your imaginings cloud your judgment in this situation.
نگذارید تصورات شما در این وضعیت قضاوت شما را مختل کند.
the novel explores the power of imaginings to create new realities.
این رمان قدرت تصورات را در ایجاد واقعیت های جدید بررسی می کند.
he often escapes into his imaginings to avoid dealing with stress.
او اغلب برای اجتناب از مقابله با استرس، به تصورات خود پناه می برد.
the children's imaginings transformed the ordinary garden into a magical kingdom.
تصورات کودکان، باغ معمولی را به یک پادشاهی جادویی تبدیل کرد.
it's important to balance practical planning with a little bit of imaginings.
مهم است که برنامه ریزی عملی را با کمی تصورات متعادل کنید.
her wild imaginings often led to elaborate and unrealistic plans.
تصورات وحشیانه او اغلب منجر به طرح های پیچیده و غیر واقعی می شد.
wild imaginings
خيالپردازیهای وحشیانه
childhood imaginings
خيالپردازیهای دوران كودكي
pure imaginings
خيالپردازیهای خالص
beyond imaginings
فراتر از خيالپردازی
fueled imaginings
خيالپردازیهای تقویتشده
shared imaginings
خيالپردازیهای مشترك
abandoned imaginings
خيالپردازیهای رهاشده
vivid imaginings
خيالپردازیهای زنده
idle imaginings
خيالپردازیهای بياراده
their imaginings
خيالپردازیهای آنها
lost in my imaginings, i almost missed the bus.
در حال غرق شدن در تصوراتم، تقریباً اتوبوس را از دست دادم.
her childhood imaginings shaped her dreams of becoming a writer.
تصورات دوران کودکی او، رویاهایش را برای تبدیل شدن به نویسنده شکل داد.
the film sparked vivid imaginings of life on a distant planet.
فیلم، تصورات زنده ای از زندگی در یک سیاره دور ایجاد کرد.
we spent the afternoon indulging in silly imaginings with the children.
ما بعد از ظهر را صرف بازی با تصورات احمقانه با بچه ها کردیم.
the artist's work is full of fantastical imaginings and vibrant colors.
کارهای هنرمند پر از تصورات فانتزی و رنگ های زنده است.
don't let your imaginings cloud your judgment in this situation.
نگذارید تصورات شما در این وضعیت قضاوت شما را مختل کند.
the novel explores the power of imaginings to create new realities.
این رمان قدرت تصورات را در ایجاد واقعیت های جدید بررسی می کند.
he often escapes into his imaginings to avoid dealing with stress.
او اغلب برای اجتناب از مقابله با استرس، به تصورات خود پناه می برد.
the children's imaginings transformed the ordinary garden into a magical kingdom.
تصورات کودکان، باغ معمولی را به یک پادشاهی جادویی تبدیل کرد.
it's important to balance practical planning with a little bit of imaginings.
مهم است که برنامه ریزی عملی را با کمی تصورات متعادل کنید.
her wild imaginings often led to elaborate and unrealistic plans.
تصورات وحشیانه او اغلب منجر به طرح های پیچیده و غیر واقعی می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید