immeasurables

[ایالات متحده]/ɪˈmɛʒərəblz/
[بریتانیا]/ɪˈmɛʒərəbəlz/

ترجمه

adj. قابل اندازه‌گیری نیست؛ بی‌کران؛ بی‌نهایت

عبارات و ترکیب‌ها

immeasurables of life

ناپیوستگی‌های زندگی

immeasurables of love

ناپیوستگی‌های عشق

immeasurables in art

ناپیوستگی‌ها در هنر

immeasurables of joy

ناپیوستگی‌های شادی

immeasurables of success

ناپیوستگی‌های موفقیت

immeasurables of beauty

ناپیوستگی‌های زیبایی

immeasurables of wisdom

ناپیوستگی‌های خرد

immeasurables of friendship

ناپیوستگی‌های دوستی

immeasurables in nature

ناپیوستگی‌ها در طبیعت

immeasurables of time

ناپیوستگی‌های زمان

جملات نمونه

her contributions to the project had immeasurables that we could not quantify.

مهم‌ترین دستاوردها در پروژه وجود داشتند که ما نمی‌توانستیم آن‌ها را به طور دقیق اندازه‌گیری کنیم.

the immeasurables of love and friendship enrich our lives.

ناقابل‌ها یا جنبه‌های غیرقابل اندازه‌گیری عشق و دوستی، زندگی ما را غنی می‌کنند.

there are immeasurables in nature that inspire artists and poets alike.

عناصر غیرقابل اندازه‌گیری در طبیعت وجود دارد که هنرمندان و شاعران را به یک اندازه الهام می‌بخشد.

his knowledge of history includes immeasurables that textbooks often overlook.

دانش او در مورد تاریخ شامل جنبه‌هایی است که کتاب‌های درسی اغلب از آن‌ها غافل می‌شوند.

the immeasurables of human experience cannot be captured in data alone.

جنبه‌های غیرقابل اندازه‌گیری تجربه انسانی را نمی‌توان فقط در داده‌ها خلاصه کرد.

we must recognize the immeasurables that contribute to our well-being.

ما باید عواملی را که به رفاه ما کمک می‌کنند و قابل اندازه‌گیری نیستند، به رسمیت بشناسیم.

in education, there are immeasurables that shape a student's future.

در آموزش، عواملی وجود دارد که آینده یک دانش‌آموز را شکل می‌دهد و قابل اندازه‌گیری نیست.

the immeasurables of cultural heritage are vital to our identity.

جنبه‌های غیرقابل اندازه‌گیری میراث فرهنگی برای هویت ما حیاتی هستند.

many immeasurables influence our decisions every day.

عواملی وجود دارد که هر روز بر تصمیمات ما تأثیر می‌گذارند و قابل اندازه‌گیری نیستند.

she understood the immeasurables of kindness and generosity.

او اهمیت مهربانی و سخاوت را درک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید