impairing factors
عوامل محدود کننده
impairing effects
اثرات محدود کننده
impairing conditions
شرایط محدود کننده
impairing substances
مواد محدود کننده
impairing injuries
آسیب های محدود کننده
impairing diseases
بیماری های محدود کننده
impairing issues
مشکلات محدود کننده
impairing symptoms
علائم محدود کننده
impairing behaviors
رفتارهای محدود کننده
impairing agents
عوامل محدود کننده
the loud noise was impairing my ability to concentrate.
صدای بلند باعث تضعیف توانایی من در تمرکز میشد.
impairing your health can lead to serious consequences.
تضعیف سلامتی شما میتواند منجر به عواقب جدی شود.
excessive screen time may be impairing your vision.
استفاده بیش از حد از صفحه نمایش ممکن است بینایی شما را تضعیف کند.
his injury is impairing his performance in the game.
آسیب دیدگی او باعث تضعیف عملکردش در بازی شده است.
stress can be impairing your decision-making skills.
استرس میتواند مهارتهای تصمیمگیری شما را تضعیف کند.
impairing the ecosystem can have long-term effects.
تضعیف اکوسیستم میتواند اثرات بلندمدت داشته باشد.
alcohol consumption is impairing her judgment.
مصرف الکل قضاوت او را تضعیف میکند.
impairing communication can lead to misunderstandings.
تضعیف ارتباط میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
impairing your sleep can affect your overall health.
تضعیف خواب شما میتواند بر سلامت کلی شما تأثیر بگذارد.
impairing relationships can result in emotional distress.
تضعیف روابط میتواند منجر به ناراحتی عاطفی شود.
impairing factors
عوامل محدود کننده
impairing effects
اثرات محدود کننده
impairing conditions
شرایط محدود کننده
impairing substances
مواد محدود کننده
impairing injuries
آسیب های محدود کننده
impairing diseases
بیماری های محدود کننده
impairing issues
مشکلات محدود کننده
impairing symptoms
علائم محدود کننده
impairing behaviors
رفتارهای محدود کننده
impairing agents
عوامل محدود کننده
the loud noise was impairing my ability to concentrate.
صدای بلند باعث تضعیف توانایی من در تمرکز میشد.
impairing your health can lead to serious consequences.
تضعیف سلامتی شما میتواند منجر به عواقب جدی شود.
excessive screen time may be impairing your vision.
استفاده بیش از حد از صفحه نمایش ممکن است بینایی شما را تضعیف کند.
his injury is impairing his performance in the game.
آسیب دیدگی او باعث تضعیف عملکردش در بازی شده است.
stress can be impairing your decision-making skills.
استرس میتواند مهارتهای تصمیمگیری شما را تضعیف کند.
impairing the ecosystem can have long-term effects.
تضعیف اکوسیستم میتواند اثرات بلندمدت داشته باشد.
alcohol consumption is impairing her judgment.
مصرف الکل قضاوت او را تضعیف میکند.
impairing communication can lead to misunderstandings.
تضعیف ارتباط میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
impairing your sleep can affect your overall health.
تضعیف خواب شما میتواند بر سلامت کلی شما تأثیر بگذارد.
impairing relationships can result in emotional distress.
تضعیف روابط میتواند منجر به ناراحتی عاطفی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید