imperfects

[ایالات متحده]/[ˌɪmˈpɜːfɪkts]/
[بریتانیا]/[ˌɪmˈpɜːrfɪkts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاها که به استاندارد لازم نمی‌رسند؛ محصولات معیوب.؛ نقص یا عیب.
v. ناقص کردن؛ معیوب کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

imperfect past

گذشته ناکامل

imperfect state

حالت ناکامل

imperfect design

طراحی ناکامل

imperfect system

سیستم ناکامل

imperfect world

جهان ناکامل

showing imperfects

نمایش ناکامل ها

accepting imperfects

پذیرش ناکامل ها

despite imperfects

با وجود ناکامل ها

inherent imperfects

ناکامل های ذاتی

acknowledging imperfects

اعتراف به ناکامل ها

جملات نمونه

i often go to the park on weekends.

من معمولاً در ایام ایتیم به پارک می‌روم.

she usually drinks coffee in the morning.

او معمولاً صبح‌ها قهوه می‌نوشاند.

he sometimes helps his neighbors with their yard work.

وی گاهی اوقات به همسایگانش در کارهای باغچه کمک می‌کند.

we frequently eat dinner at a local restaurant.

ما معمولاً در یک رستوران محلی به‌طور مکرر شام می‌خوریم.

they generally arrive late for appointments.

آن‌ها معمولاً به‌طور مکرر دیرتر از زمان ملاقات می‌رسند.

the train occasionally gets delayed due to weather.

قطار گاه‌گاهی به دلیل آب و هوا کم‌کم می‌شود.

i sometimes forget to bring my lunch to work.

من گاهی اوقات فراموش می‌کنم ناهار خود را به کار می‌آورم.

she often walks her dog in the evening.

او معمولاً در شب با گربه‌اش گردش می‌کند.

he typically reads a book before bed.

او معمولاً قبل از خواب کتابی می‌خواند.

we frequently have meetings on tuesdays.

ما معمولاً در دوشنبه‌ها جلساتی داریم.

they generally prefer to travel by train.

آن‌ها معمولاً به‌طور مکرر از قطار برای سفر ترجیح می‌دهند.

the children often play in the garden.

بچه‌ها معمولاً در باغچه بازی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید