impersonating someone
تقلید چهره
impersonating a voice
تقلید صدا
impersonating authority
تقلید مقام
impersonating police
تقلید پلیس
impersonating online
تقلید آنلاین
impersonating behavior
تقلید رفتار
impersonating skills
تقلید مهارتها
impersonated him
او را تقلید کرد
impersonating others
تقلید دیگران
impersonating a role
تقلید نقش
he was impersonating a police officer to gain access to the building.
او برای دسترسی به ساختمان، خود را پلیس جا زده بود.
the comedian was impersonating famous actors during the show.
کمدین در طول برنامه، نقش بازیگران مشهور را ایفا میکرد.
she denied impersonating her colleague to get a promotion.
او انکار کرد که برای ارتقا، خود را با همکارش یکسان نشان داده است.
the fraudster was impersonating a bank employee to steal money.
کلاهبردار برای سرقت پول، خود را کارمند بانک جا زده بود.
the child was impersonating his father, walking around with a toy phone.
کودک، خود را پدرش جا زده بود و با یک تلفن اسباب بازی در حال قدم زدن بود.
they suspected he was impersonating a customer to gather information.
آنها مشکوک بودند که او برای جمعآوری اطلاعات، خود را مشتری جا زده است.
the scam involved impersonating a lottery official.
کلاهبرداری شامل جعل هویت یک مقام قرعهکشی میشد.
the witness claimed the suspect was impersonating a delivery driver.
شهادتدهنده ادعا کرد که مظنون خود را راننده تحویلدهنده جا زده است.
it's wrong to impersonate someone online for malicious purposes.
جعل هویت کسی به صورت آنلاین برای اهداف مخرب اشتباه است.
the security guard noticed someone impersonating a staff member.
نگهبان امنیتی متوجه شد که کسی خود را یکی از کارکنان جا زده است.
he got caught impersonating a doctor to obtain prescription drugs.
او در حال جعل هویت یک پزشک برای به دست آوردن داروهای با نسخه دستگیر شد.
impersonating someone
تقلید چهره
impersonating a voice
تقلید صدا
impersonating authority
تقلید مقام
impersonating police
تقلید پلیس
impersonating online
تقلید آنلاین
impersonating behavior
تقلید رفتار
impersonating skills
تقلید مهارتها
impersonated him
او را تقلید کرد
impersonating others
تقلید دیگران
impersonating a role
تقلید نقش
he was impersonating a police officer to gain access to the building.
او برای دسترسی به ساختمان، خود را پلیس جا زده بود.
the comedian was impersonating famous actors during the show.
کمدین در طول برنامه، نقش بازیگران مشهور را ایفا میکرد.
she denied impersonating her colleague to get a promotion.
او انکار کرد که برای ارتقا، خود را با همکارش یکسان نشان داده است.
the fraudster was impersonating a bank employee to steal money.
کلاهبردار برای سرقت پول، خود را کارمند بانک جا زده بود.
the child was impersonating his father, walking around with a toy phone.
کودک، خود را پدرش جا زده بود و با یک تلفن اسباب بازی در حال قدم زدن بود.
they suspected he was impersonating a customer to gather information.
آنها مشکوک بودند که او برای جمعآوری اطلاعات، خود را مشتری جا زده است.
the scam involved impersonating a lottery official.
کلاهبرداری شامل جعل هویت یک مقام قرعهکشی میشد.
the witness claimed the suspect was impersonating a delivery driver.
شهادتدهنده ادعا کرد که مظنون خود را راننده تحویلدهنده جا زده است.
it's wrong to impersonate someone online for malicious purposes.
جعل هویت کسی به صورت آنلاین برای اهداف مخرب اشتباه است.
the security guard noticed someone impersonating a staff member.
نگهبان امنیتی متوجه شد که کسی خود را یکی از کارکنان جا زده است.
he got caught impersonating a doctor to obtain prescription drugs.
او در حال جعل هویت یک پزشک برای به دست آوردن داروهای با نسخه دستگیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید