personating someone
شخصیت دادن به کسی
personating a user
شخصیت دادن به کاربر
personating identity
شخصیت دادن به هویت
personating an actor
شخصیت دادن به یک بازیگر
personating a character
شخصیت دادن به یک شخصیت
personating a friend
شخصیت دادن به یک دوست
personating an official
شخصیت دادن به یک مقام مسئول
personating a celebrity
شخصیت دادن به یک چهره مشهور
personating police
شخصیت دادن به پلیس
personating a brand
شخصیت دادن به یک برند
he was accused of personating a police officer.
او به جعل هویت یک افسر پلیس متهم شده بود.
personating someone online can lead to serious consequences.
جعل هویت کسی به صورت آنلاین می تواند منجر به عواقب جدی شود.
she was caught personating a celebrity at the event.
او در حال جعل هویت یک سلبریتی در این رویداد دستگیر شد.
personating another individual is illegal in many countries.
جعل هویت شخص دیگری در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.
he enjoys personating historical figures during reenactments.
او از ایفای نقش شخصیت های تاریخی در بازسازی ها لذت می برد.
personating a friend to borrow money is unethical.
جعل هویت یک دوست برای قرض گرفتن پول غیراخلاقی است.
they were warned against personating others for financial gain.
از آنها خواسته شد که از جعل هویت دیگران برای کسب سود مالی خودداری کنند.
she has a talent for personating various characters.
او استعداد ایفای نقش شخصیت های مختلف را دارد.
personating a doctor can put lives at risk.
جعل هویت یک پزشک می تواند جان افراد را به خطر بیندازد.
he faced charges for personating a government official.
او به اتهام جعل هویت یک مقام دولتی با اتهاماتی روبرو شد.
personating someone
شخصیت دادن به کسی
personating a user
شخصیت دادن به کاربر
personating identity
شخصیت دادن به هویت
personating an actor
شخصیت دادن به یک بازیگر
personating a character
شخصیت دادن به یک شخصیت
personating a friend
شخصیت دادن به یک دوست
personating an official
شخصیت دادن به یک مقام مسئول
personating a celebrity
شخصیت دادن به یک چهره مشهور
personating police
شخصیت دادن به پلیس
personating a brand
شخصیت دادن به یک برند
he was accused of personating a police officer.
او به جعل هویت یک افسر پلیس متهم شده بود.
personating someone online can lead to serious consequences.
جعل هویت کسی به صورت آنلاین می تواند منجر به عواقب جدی شود.
she was caught personating a celebrity at the event.
او در حال جعل هویت یک سلبریتی در این رویداد دستگیر شد.
personating another individual is illegal in many countries.
جعل هویت شخص دیگری در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.
he enjoys personating historical figures during reenactments.
او از ایفای نقش شخصیت های تاریخی در بازسازی ها لذت می برد.
personating a friend to borrow money is unethical.
جعل هویت یک دوست برای قرض گرفتن پول غیراخلاقی است.
they were warned against personating others for financial gain.
از آنها خواسته شد که از جعل هویت دیگران برای کسب سود مالی خودداری کنند.
she has a talent for personating various characters.
او استعداد ایفای نقش شخصیت های مختلف را دارد.
personating a doctor can put lives at risk.
جعل هویت یک پزشک می تواند جان افراد را به خطر بیندازد.
he faced charges for personating a government official.
او به اتهام جعل هویت یک مقام دولتی با اتهاماتی روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید