impersonation

[ایالات متحده]/im,pə:sə'neiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وانمود کردن به اینکه شخص دیگری هست.
Word Forms

جملات نمونه

He was arrested for impersonation of a police officer.

او به اتهام جعل هویت افسر پلیس دستگیر شد.

Impersonation is a serious offense in many jurisdictions.

جعل هویت یک جرم جدی در بسیاری از حوزه‌های قضایی است.

The comedian's impersonation of the president was spot-on.

تقلید کمدین از رئیس جمهور بسیار خوب بود.

Impersonation of a celebrity is a common prank on social media.

جعل هویت یک سلبریتی یک شوخی رایج در رسانه‌های اجتماعی است.

She is known for her impersonation of famous singers.

او به خاطر تقلید از خوانندگان مشهور شناخته شده است.

Impersonation is often used in comedy sketches.

جعل هویت اغلب در طرح‌های کمدی استفاده می‌شود.

The scammer used impersonation to trick people into giving away their personal information.

کلاهبردار از جعل هویت برای فریب مردم به منظور افشای اطلاعات شخصی خود استفاده کرد.

Impersonation can be a form of identity theft.

جعل هویت می‌تواند نوعی سرقت هویت باشد.

The actor's impersonation of the historical figure was praised by critics.

تقلید بازیگر از چهره تاریخی مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

Impersonation is a common tactic used by hackers to gain access to sensitive information.

جعل هویت یک تاکتیک رایج است که هکرها برای دسترسی به اطلاعات حساس استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید