originality

[ایالات متحده]/ə,rɪdʒɪ'nælɪtɪ/
[بریتانیا]/ə'rɪdʒə'næləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصالت؛ خلاقیت.
Word Forms

جملات نمونه

The artist's work is known for its originality.

کار هنرمند به دلیل اصالتش شناخته شده است.

She always tries to maintain her originality in everything she does.

او همیشه سعی می کند اصالت خود را در همه کارها حفظ کند.

Originality is highly valued in the world of fashion.

اصالت در دنیای مد بسیار ارزشمند است.

The success of the company is attributed to its originality in product design.

موفقیت شرکت به دلیل اصالت آن در طراحی محصول نسبت داده می شود.

The film director is praised for his originality in storytelling.

کارگردان فیلم به دلیل اصالت او در داستان سرایی مورد تحسین قرار می گیرد.

Originality is often a key factor in determining the success of a new business.

اصالت اغلب یک عامل کلیدی در تعیین موفقیت یک کسب و کار جدید است.

Many writers struggle to maintain their originality in a saturated market.

بسیاری از نویسندگان برای حفظ اصالت خود در یک بازار اشباع شده تلاش می کنند.

The designer's collection stands out for its originality and creativity.

مجموعه طراح به دلیل اصالت و خلاقیت آن متمایز است.

Originality is often a result of combining different ideas in a unique way.

اصالت اغلب نتیجه ترکیب ایده های مختلف به روشی منحصر به فرد است.

Innovation and originality are crucial for staying competitive in the market.

نوآوری و اصالت برای رقابتی ماندن در بازار بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید