impetuosity

[ایالات متحده]/ɪm,petjʊ'ɒsətɪ/
[بریتانیا]/ɪm,pɛtʃʊ'ɑsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار تکانشی؛ بی‌پروايي؛ شتاب.
Word Forms

جملات نمونه

His impetuosity often leads him to make hasty decisions.

رفت و روب او اغلب باعث می شود تصمیمات عجولانه بگیرد.

She regretted her impetuosity in quitting her job without a backup plan.

او پشیمان بود که بدون برنامه جایگزین، با عجله شغل خود را ترک کرد.

Impetuosity can sometimes be mistaken for bravery.

گاهی اوقات ممکن است عجله و تندخویی با شجاعت اشتباه گرفته شود.

His impetuosity got him into trouble with the law.

عجله و تندخویی او باعث شد با قانون درگیر شود.

The impetuosity of youth often leads to reckless behavior.

عجله و تندخویی جوانی اغلب منجر به رفتار بی پروا می شود.

She acted with impetuosity and ended up regretting her actions.

او با عجله و تندخویی عمل کرد و در نهایت پشیمان شد.

His impetuosity is both a strength and a weakness in his personality.

عجله و تندخویی او هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف در شخصیت اوست.

Impetuosity can sometimes lead to unexpected outcomes.

گاهی اوقات ممکن است عجله و تندخویی منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

She decided to temper her impetuosity with careful planning.

او تصمیم گرفت با برنامه ریزی دقیق، عجله و تندخویی خود را کنترل کند.

His impetuosity often makes him the center of attention.

عجله و تندخویی او اغلب باعث می شود توجه همه به او جلب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید