a man of impetuous passion.
مردی با اشتیاق آتشین
impetuous rush of water
گویی آب با سرعت و خروش
a hasty decision.See Synonyms at impetuous
تصمیم عجولانه. مترادف ها را در عجولانه ببینید
a sudden decision.See Synonyms at impetuous
یک تصمیم ناگهانی. برای یافتن مترادفها به impetuous مراجعه کنید
an impetuous dash for freedom .
یک حرکت ناگهانی و بیمبالاته برای آزادی.
an impetuous but controlled flow of water.
جریان آب بیقرار اما کنترل شده.
she might live to rue this impetuous decision.
ممکن است عواقب این تصمیم عجولانه را حس کند.
Youngsters are usually more impetuous than old people.
جوانان معمولاً بیشتر از افراد مسن عجولند.
She revealed her feelings in impetuous displays of spending.
او احساسات خود را در نمایشهای بیمحاباتی خرج کردن نشان داد.
a man of impetuous passion.
مردی با اشتیاق آتشین
impetuous rush of water
گویی آب با سرعت و خروش
a hasty decision.See Synonyms at impetuous
تصمیم عجولانه. مترادف ها را در عجولانه ببینید
a sudden decision.See Synonyms at impetuous
یک تصمیم ناگهانی. برای یافتن مترادفها به impetuous مراجعه کنید
an impetuous dash for freedom .
یک حرکت ناگهانی و بیمبالاته برای آزادی.
an impetuous but controlled flow of water.
جریان آب بیقرار اما کنترل شده.
she might live to rue this impetuous decision.
ممکن است عواقب این تصمیم عجولانه را حس کند.
Youngsters are usually more impetuous than old people.
جوانان معمولاً بیشتر از افراد مسن عجولند.
She revealed her feelings in impetuous displays of spending.
او احساسات خود را در نمایشهای بیمحاباتی خرج کردن نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید