act impetuously
عمل عجولهانه
speak impetuously
سخنان عجولهانه
decide impetuously
تصمیم عجولهانه
He impetuously bought a new car without considering his budget.
او بدون در نظر گرفتن بودجهاش، به طور ناگهانی یک ماشین جدید خرید.
She impetuously quit her job without having another one lined up.
او بدون اینکه شغل دیگری داشته باشد، به طور ناگهانی شغلش را ترک کرد.
The child impetuously grabbed the toy from the shelf.
کودک به طور ناگهانی اسباببازی را از قفسه برداشت.
He impetuously proposed to his girlfriend after only a few months of dating.
او پس از گذشت تنها چند ماه از قرار ملاقات، به طور ناگهانی به دوست دخترش پیشنهاد ازدواج داد.
She impetuously booked a flight to Paris without consulting anyone.
او بدون مشورت با کسی، به طور ناگهانی یک بلیط هواپیما به پاریس رزرو کرد.
He impetuously jumped into the river to save the drowning puppy.
او به طور ناگهانی برای نجات سگ بچه غرق شده، به داخل رودخانه پرید.
She impetuously dyed her hair bright pink on a whim.
او به طور ناگهانی و بر اساس یک هوس، موهایش را به رنگ صورتی روشن رنگ کرد.
Impetuously spending all your savings is not a wise choice.
هزینه کردن ناگهانی تمام پس اندازتان انتخاب عاقلانه ای نیست.
act impetuously
عمل عجولهانه
speak impetuously
سخنان عجولهانه
decide impetuously
تصمیم عجولهانه
He impetuously bought a new car without considering his budget.
او بدون در نظر گرفتن بودجهاش، به طور ناگهانی یک ماشین جدید خرید.
She impetuously quit her job without having another one lined up.
او بدون اینکه شغل دیگری داشته باشد، به طور ناگهانی شغلش را ترک کرد.
The child impetuously grabbed the toy from the shelf.
کودک به طور ناگهانی اسباببازی را از قفسه برداشت.
He impetuously proposed to his girlfriend after only a few months of dating.
او پس از گذشت تنها چند ماه از قرار ملاقات، به طور ناگهانی به دوست دخترش پیشنهاد ازدواج داد.
She impetuously booked a flight to Paris without consulting anyone.
او بدون مشورت با کسی، به طور ناگهانی یک بلیط هواپیما به پاریس رزرو کرد.
He impetuously jumped into the river to save the drowning puppy.
او به طور ناگهانی برای نجات سگ بچه غرق شده، به داخل رودخانه پرید.
She impetuously dyed her hair bright pink on a whim.
او به طور ناگهانی و بر اساس یک هوس، موهایش را به رنگ صورتی روشن رنگ کرد.
Impetuously spending all your savings is not a wise choice.
هزینه کردن ناگهانی تمام پس اندازتان انتخاب عاقلانه ای نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید