inactionists

[ایالات متحده]/[ˌɪnˈækʃənɪsts]/
[بریتانیا]/[ˌɪnˈækʃənɪsts]/

ترجمه

n. افرادی که به انجام هیچ کاری یا اتخاذ هیچ اقدامی مخالفت می‌کنند؛ افرادی که به ویژه در سیاست، اقدام را مخالفت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding inactionists

پرهیز از غیبت‌گری

criticizing inactionists

انتقاد از غیبت‌گری

opposing inactionists

مخالفت با غیبت‌گری

inactionists' stance

وضعیت غیبت‌گری

mocking inactionists

笑یکردن بر غیبت‌گری

labeling inactionists

برچسب گذاری بر غیبت‌گری

condemning inactionists

تکذیب غیبت‌گری

targeting inactionists

هدف قرار دادن غیبت‌گری

displacing inactionists

جابه‌اندازی غیبت‌گری

ignoring inactionists

نادیده گرفتن غیبت‌گری

جملات نمونه

the inactionists within the party were criticized for their lack of leadership.

اعضای غیبت‌گر در حزب به دلیل نبود رهبری مورد انتقاد قرار گرفتند.

we needed decisive action, but the inactionists prevailed, delaying progress.

ما نیاز به اقدام قاطع داشتیم، اما غیبت‌گران غیبت‌گر پیروز شدند و پیشرفت را کند کردند.

the board faced criticism from investors for the inactionists' approach to the crisis.

هیئت مدیره به دلیل رویکرد غیبت‌گر به بحران، از سوی سرمایه‌گذاران مورد انتقاد قرار گرفت.

the government's inactionists were accused of failing to address the growing economic problems.

غیبت‌گران دولت به دلیل ناکامی در رفع مشکلات اقتصادی در حال گسترش، متهم شدند.

the ceo pushed back against the inactionists who opposed the merger proposal.

سرگرم CEO در برابر غیبت‌گرانی که پیشنهاد ادغام را مخالفت می‌کردند، مقاومت کرد.

many blamed the inactionists for the company's declining market share.

بسیاری از افراد به غیبت‌گران دلیل از کاهش سهم بازار شرکت را دادند.

the debate highlighted the divide between proactive leaders and the inactionists.

این بحث تفاوت بین رهبران فعال و غیبت‌گران را روشن کرد.

the project stalled due to the inactionists' resistance to new ideas.

پروژه به دلیل مقاومت غیبت‌گران در برابر ایده‌های جدید متوقف شد.

the inactionists argued that any action would be too risky.

غیبت‌گران استدلال می‌کردند که هرگونه اقدامی خطرناک خواهد بود.

the report condemned the inactionists' failure to implement necessary reforms.

گزارش ناکامی غیبت‌گران در اجرای اصلاحات لازم را محکوم کرد.

the team struggled to move forward with the inactionists constantly raising objections.

تیم با اینکه غیبت‌گران به طور مداوم اعتراضاتی مطرح می‌کردند، در پیشبرد کار دچار مشکل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید