inappreciability

[ایالات متحده]/ˌɪn.əˌpriː.ʃəˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌɪn.əˌpriː.ʃəˈbɪl.ə.ti/

ترجمه

n. کیفیتی که شامل قدردانی یا ارزش‌گذاری نشده است؛ فقدان قدردانی؛ غیرقابل قبول بودن (اغلب در زمینه‌های آنلاین)

عبارات و ترکیب‌ها

inappreciability persists

ماندن غیرقابل ارزیابی

total inappreciability

غیرقابل ارزیابی کامل

near inappreciability

نزدیکی به غیرقابل ارزیابی

its inappreciability

غیرقابل ارزیابی آن

inappreciability increases

غیرقابل ارزیابی افزایش می‌یابد

inappreciability decreases

غیرقابل ارزیابی کاهش می‌یابد

inappreciability noted

غیرقابل ارزیابی مورد توجه قرار گرفت

inappreciability confirmed

غیرقابل ارزیابی تایید شد

جملات نمونه

the inappreciability of his quiet contributions became clear only after he left the team.

اهمیت نداشتن کمک‌های آرام و پیوسته او تنها پس از ترک تیمش آشکار شد.

she argued that the inappreciability of the risk had distorted the committee’s decision.

او استدلال کرد که عدم درک خطر تصمیم کمیته را تحریف کرده است.

the report highlighted the inappreciability of small errors in a high-stakes process.

گزارش نشان داد که عدم توجه به اشتباهات کوچک در یک فرآیند با ریسک بالا چقدر مهم است.

inappreciability of the local dialect made the jokes fall flat for visitors.

عدم درک لهجه محلی باعث شد لطیفه‌ها برای بازدیدکنندگان جذاب نباشند.

he blamed the inappreciability of long-term benefits for the project’s lack of support.

او مقصر دانستن عدم درک مزایای بلندمدت را دلیل عدم حمایت از پروژه دانست.

the museum addressed the inappreciability of fragile artifacts by improving lighting and labels.

موزه با بهبود نورپردازی و برچسب‌ها به عدم درک اهمیت اشیاء شکننده رسیدگی کرد.

they discussed the inappreciability of incremental progress during a stressful recovery.

آنها در مورد عدم درک پیشرفت تدریجی در طول بهبودی استرس زا صحبت کردند.

the coach noted the inappreciability of defensive work in a sport obsessed with scoring.

مربی به عدم درک کار دفاعی در ورزشی که به دنبال گلزنی است اشاره کرد.

her essay explored the inappreciability of everyday kindness in a competitive workplace.

مقاله او به بررسی عدم درک مهربانی روزمره در یک محیط کار رقابتی پرداخت.

we underestimated the inappreciability of subtle bias until the survey results arrived.

ما اهمیت تعصبات ظریف را دست کم گرفتیم تا زمانی که نتایج نظرسنجی رسید.

the inappreciability of privacy loss often grows only after data has been misused.

عدم درک از دست دادن حریم خصوصی اغلب تنها پس از سوء استفاده از داده‌ها آشکار می‌شود.

to reduce inappreciability of the instructions, the guide used clear diagrams and examples.

برای کاهش عدم درک دستورالعمل‌ها، راهنما از نمودارها و مثال‌های واضح استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید