inaudible

[ایالات متحده]/ɪn'ɔːdɪb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪn'ɔdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شنیده نشدنی; قادر به شنیده شدن نیست

جملات نمونه

His voice was almost inaudible.

صدای او تقریباً نامفهوم بود.

inaudible pulses of high-frequency sound.

نبض‌های نامرئی با صدای با فرکانس بالا.

7.Dr. Blix has quipped that, quote, ``Mustard gas is not (inaudible) You are supposed to know what you did with it. '

7.دکتر بلیکس گفته است که نقل قول: «گاز خردل نیست (نا شنوا) شما باید بدانید چه کار با آن کردید.»

The audio was inaudible due to background noise.

به دلیل صدای پس‌زمینه، صدا غیرقابل شنیدن بود.

She whispered something inaudible to him.

او چیزی غیرقابل شنیدن را در گوش او زمزمه کرد.

The microphone picked up an inaudible murmur in the room.

میکروفون زمزمه غیرقابل شنیدن را در اتاق ضبط کرد.

The recording was full of inaudible mumbling.

ضبط شدن پر از غرغر غیرقابل شنیدن بود.

The distant conversation became inaudible as they walked away.

همانطور که دور می شدند، مکالمه ای که از دور می آمد غیرقابل شنیدن شد.

His words were inaudible over the loud music.

کلماتش در میان صدای بلند موسیقی غیرقابل شنیدن بود.

The inaudible sound of the wind rustling through the trees.

صدای غیرقابل شنیدن باد که در میان درختان زوزه می کشید.

The old radio produced only inaudible static.

رادیوی قدیمی فقط نویز غیرقابل شنیدن تولید می کرد.

She tried to speak, but her voice was inaudible.

او سعی کرد صحبت کند، اما صدای او غیرقابل شنیدن بود.

The inaudible muttering from the other room was unsettling.

غرغر غیرقابل شنیدن از اتاق دیگر آزاردهنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید