garbled

[ایالات متحده]/ˈɡɑːbld/
[بریتانیا]/ˈɡɑːrbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گیج یا تحریف شده، که باعث سوء تفاهم می‌شود.
Word Forms
قسمت سوم فعلgarbled

جملات نمونه

The garbled message was difficult to decipher.

پیام به‌هم‌ریخته رمزگشایی آن را دشوار می‌کرد.

The garbled audio made it hard to understand the speaker.

صدای به‌هم‌ریخته فهمیدن سخنران را دشوار می‌کرد.

The garbled text was full of spelling errors.

متن به‌هم‌ریخته پر از غلط املایی بود.

The garbled signal disrupted the radio broadcast.

سیگنال به‌هم‌ریخته باعث اختلال در پخش رادیویی شد.

The garbled data caused confusion among the team members.

داده‌های به‌هم‌ریخته باعث سردرگمی در بین اعضای تیم شد.

The garbled instructions led to mistakes in assembling the furniture.

دستورالعمل‌های به‌هم‌ریخته منجر به اشتباه در مونتاژ مبلمان شد.

The garbled speech made it hard for the audience to follow the presentation.

سخنرانی به‌هم‌ریخته باعث شد برای مخاطبان دنبال کردن ارائه دشوار باشد.

The garbled video feed distorted the images on the screen.

نمایش ویدئویی به‌هم‌ریخته تصاویر را روی صفحه تحریف کرد.

The garbled conversation left everyone confused about the next steps.

گفتگوی به‌هم‌ریخته باعث سردرگمی همه در مورد مراحل بعدی شد.

The garbled message on the poster was a result of a printing error.

پیام به‌هم‌ریخته روی پوستر نتیجه یک خطای چاپ بود.

نمونه‌های واقعی

Sir, we started picking up on a garbled signal.

آقایم، شروع به دریافت یک سیگنال مختل کردیم.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

The girl waves something in the air, while yelling out some garbled words.

دختر چیزی را در هوا تکان می‌دهد، در حالی که کلمات مختلی را فریاد می‌زند.

منبع: A man named Ove decides to die.

This is because the crowd of particles can garble the radio and satellite communications from home.

این به این دلیل است که تجمع ذرات می‌تواند ارتباطات رادیویی و ماهواره‌ای را از خانه مختل کند.

منبع: NASA Micro Classroom

Their life is like a garbled echo buried for all time in a sealed Mithraic chamber.

زندگی آنها مانند پژواک مختلی است که برای همیشه در یک اتاق مهر و موم شده میترایی دفن شده است.

منبع: Call Me by Your Name

Most of it is mumbled or garbled.

بیشتر آن زمزمه یا مختل است.

منبع: 2016 ESLPod

" The message is garbled, " Gurney said.

"پیام مختل است،" گرنی گفت.

منبع: "Dune" audiobook

Some speakers sound garbled and others sound muffled.

برخی از گویندگان به هم ریخته و برخی دیگر خفه به نظر می‌رسند.

منبع: 2017 ESLPod

You know, the horribly garbled visual metaphors, like that, and that one.

می‌دانید، تشبیهات بصری به هم ریخته وحشتناک مانند آن و آن یکی.

منبع: Harvard Business Course

While the words are largely garbled, the rhythm of the song — Pink Floyd's Another Brick in the Wall — is intact.

در حالی که کلمات تا حد زیادی به هم ریخته‌اند، ریتم آهنگ — آنوثر بریک این د وال اثر پینک فلوید — دست نخورده باقی مانده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2023

When the wounded from Dalton brought in garbled accounts of Old Joe's retreat to Resaca, Atlanta was surprised and a little disturbed.

وقتی مجروحان از دالتون با گزارش‌های مختل شده از عقب نشینی جو پیر به رساکا وارد شدند، آتلانتا متعجب و کمی آشفته شد.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید