inbreathe

[ایالات متحده]/ɪnˈbriːð/
[بریتانیا]/ɪnˈbriːð/

ترجمه

vt. به داخل دمیدن یا وزیدن؛ الهام بخشیدن یا انرژی بخشیدن
v. هوای تازه یا الهام را دریافت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

inbreathe deeply

نفس عمیق بکشید

inbreathe slowly

به آرامی نفس بکشید

inbreathe fresh

نفس تازه بکشید

inbreathe life

نفس زندگی بکشید

inbreathe peace

نفس صلح بکشید

inbreathe calm

نفس آرامش بکشید

inbreathe joy

نفس شادی بکشید

inbreathe love

نفس عشق بکشید

inbreathe energy

نفس انرژی بکشید

inbreathe happiness

نفس خوشبختی بکشید

جملات نمونه

inbreathe the fresh air during your morning walk.

هوای تازه را در طول پیاده‌روی صبحگاهی خود در بیاورید.

it's important to inbreathe positivity to improve your mood.

برای بهبود خلق و خوی خود، در تنفس مثبت بودن مهم است.

take a moment to inbreathe deeply and relax.

برای مدتی نفس عمیق در بیاورید و آرامش کنید.

during meditation, we are taught to inbreathe and focus.

در طول مدیتیشن، به ما آموزش داده می‌شود که نفس بکشیم و تمرکز کنیم.

she prefers to inbreathe the scents of nature.

او ترجیح می‌دهد عطر طبیعت را در بیاورد.

inbreathe the energy of the surroundings to feel rejuvenated.

برای احساس تجدید قوا، انرژی محیط اطراف را در بیاورید.

he likes to inbreathe the aroma of fresh coffee in the morning.

او دوست دارد عطر قهوه تازه را در صبح در بیاورد.

inbreathe the calmness of the ocean while you meditate.

در حالی که مدیتیشن می‌کنید، آرامش اقیانوس را در بیاورید.

she closed her eyes to inbreathe the fragrance of the flowers.

او چشمانش را بست تا عطر گل ها را در بیاورد.

inbreathe deeply before you start your presentation.

قبل از شروع ارائه خود، عمیقاً در بیاورید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید