incendiarism

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛndɪərɪzəm/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛndɪərɪzəm/

ترجمه

n. عمل عمدی آتش زدن به اموال؛ وسواس به آتش یا آتش زدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

suspected incendiarism

آتش‌سوزی مشکوک

incendiarism charges

اتهامات آتش‌سوزی

incendiarism investigation

تحقیقات مربوط به آتش‌سوزی

incendiarism incidents

حوادث آتش‌سوزی

incendiarism motive

انگیزه آتش‌سوزی

incendiarism laws

قوانین مربوط به آتش‌سوزی

incendiarism risk

خطر آتش‌سوزی

incendiarism prevention

پیشگیری از آتش‌سوزی

incendiarism tactics

روش‌های آتش‌سوزی

incendiarism patterns

الگوهای آتش‌سوزی

جملات نمونه

his penchant for incendiarism led to numerous investigations.

علاقه او به آتش‌افروزی منجر به تحقیقات متعددی شد.

the authorities were concerned about the rise of incendiarism in the area.

مقامات نگران افزایش آتش‌افروزی در منطقه بودند.

incendiarism can have severe legal consequences.

آتش‌افروزی می‌تواند عواقب قانونی جدی داشته باشد.

his history of incendiarism made him a suspect in the recent fires.

سابقه آتش‌افروزی او باعث شد در آتش‌سوزی‌های اخیر مظنون شود.

the community held a meeting to discuss the issue of incendiarism.

جامعه برای بحث در مورد مسئله آتش‌افروزی جلسه‌ای برگزار کرد.

education and awareness can help prevent incendiarism.

آموزش و آگاهی می‌تواند به جلوگیری از آتش‌افروزی کمک کند.

incendiarism is often linked to underlying social issues.

آتش‌افروزی اغلب با مسائل اجتماعی اساسی مرتبط است.

the documentary highlighted cases of incendiarism throughout history.

فیلم مستند نمونه‌هایی از آتش‌افروزی در طول تاریخ را برجسته کرد.

local firefighters are trained to handle incidents of incendiarism.

آتش‌نشانان محلی برای رسیدگی به حوادث آتش‌افروزی آموزش دیده‌اند.

incendiarism poses a significant threat to public safety.

آتش‌افروزی یک تهدید جدی برای ایمنی عمومی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید