sabotage

[ایالات متحده]/ˈsæbətɑːʒ/
[بریتانیا]/ˈsæbətɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مداخله در؛ انجام اقدامات مخرب علیه
vi. در فعالیت‌های مخرب شرکت کردن
n. تخریب؛ خرابکاری؛ فعالیت‌های خرابکاری
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsabotaging
شکل سوم شخص مفردsabotages
زمان گذشتهsabotaged
قسمت سوم فعلsabotaged
جمعsabotages

جملات نمونه

I now lean towards sabotage as the cause of the crash.

من اکنون به خرابکاری به عنوان دلیل سقوط گرایش دارم.

Enemy agents sabotaged the arms factory.

عاملان دشمن کارخانه اسلحه را خرابکاری کردند.

They tried to sabotage my birthday party.

آنها سعی کردند مهمانی تولد من را خراب کنند.

the prime minister was quoted as saying that he would resist all attempts to 'sabotage’ his government.

نقل شده که نخست وزیر گفته است که در برابر هرگونه تلاش برای 'تخریب' دولت خود مقاومت خواهد کرد.

They tried to sabotage the competition by spreading false rumors.

آنها سعی کردند با انتشار شایعات نادرست، رقابت را خراب کنند.

The disgruntled employee attempted to sabotage the company's website.

کارمند ناراضی سعی کرد وب سایت شرکت را خراب کند.

It's important to protect sensitive information from sabotage.

محافظت از اطلاعات حساس در برابر خرابکاری مهم است.

The spy was caught trying to sabotage the peace negotiations.

جاسوس هنگام تلاش برای خرابکاری در مذاکرات صلح دستگیر شد.

The rival company was suspected of trying to sabotage our product launch.

شرکت رقیب به تلاش برای خرابکاری در راه اندازی محصول ما مشکوک بود.

He was accused of attempting to sabotage his colleague's promotion.

او به تلاش برای خرابکاری در ارتقای همکارش متهم شد.

The hackers managed to sabotage the entire network system.

هکرها موفق به خرابکاری در کل سیستم شبکه شدند.

The plant manager discovered a plot to sabotage production.

مدیر کارخانه طرحی برای خرابکاری در تولید کشف کرد.

Sabotage is a serious crime that can have severe consequences.

خرابکاری یک جرم جدی است که می تواند عواقب وخیمی داشته باشد.

The activists were arrested for attempting to sabotage the construction of the new highway.

فعالین به اتهام تلاش برای خرابکاری در ساخت بزرگراه جدید دستگیر شدند.

نمونه‌های واقعی

Powerful forces have already sabotaged this investigation.

نیروهای قدرتمند از قبل این تحقیقات را خرابکاری کرده‌اند.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Let's hope they haven't sabotaged our yacht.

امیدواریم آنها یخت ما را خراب نکرده باشند.

منبع: A bet.

This is why you sabotage my whole life?

چرا کل زندگی من را خراب می‌کنی؟

منبع: Modern Family - Season 08

I'm beginning to think maybe I did sabotage Abby's hair.

شروع به فکر کردن می‌کنم شاید من موهای ابی را خراب کردم.

منبع: Modern Family - Season 04

Kiev is accusing Moscow of sabotaging the talks.

کی‌یف به مسکو متهم است که گفتگوها را خرابکاری کرده است.

منبع: CRI Online June 2015 Collection

It's not your job to worry. It's your job to not sabotage me.

وظیفه‌ات این نیست که نگران باشی. وظیفه‌ات این است که مرا خراب نکنی.

منبع: The Good Place Season 2

Are you trying to sabotage my relationship with Kylie?

آیا سعی می‌کنی رابطه من با کایل را خراب کنی؟

منبع: Modern Family Season 6

They were apparently targeted by an act of sabotage.

آنها ظاهراً هدف یک عمل خرابکاری قرار گرفته بودند.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

So not only are we sabotaged by our own biology.

بنابراین نه تنها ما به دلیل بیولوژی خودمان خرابکاری می‌کنیم.

منبع: Selected English short passages

I didn't want Mom to sabotage it.

نمی‌خواستم مادر آن را خراب کند.

منبع: Out of Control Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید