incitants to action
م励ههای عمل
the speaker's words were powerful incitants to violence.
کلمات سخنران قویترین عوامل تحریککننده به خشونت بود.
social media can be a potent source of incitants for online radicalization.
شبکههای اجتماعی میتوانند منبع قویای از عوامل تحریککننده برای رادیکالسازی آنلاین باشند.
authorities investigated potential incitants following the protest.
مقامات پس از اعتراض، عوامل تحریککننده محتمل را بررسی کردند.
hate speech often serves as a dangerous incitant to discriminatory actions.
گویش نفرتآمیز اغلب به عنوان یک عامل تحریککننده خطرناک برای اقدامات تفکیکآمیز عمل میکند.
economic hardship acted as a key incitant for widespread unrest.
کمبود اقتصادی به عنوان یک عامل تحریککننده کلیدی برای ناپایداری گسترده عمل کرد.
the inflammatory article functioned as a clear incitant for a riot.
مقاله تحریکآمیز به عنوان یک عامل تحریککننده واضح برای شورش عمل کرد.
propaganda frequently employs strong incitants to manipulate public opinion.
پرپرتویها اغلب از عوامل تحریککننده قوی برای تغییر نظر عمومی استفاده میکنند.
he identified several incitants within the group that needed addressing.
او چندین عامل تحریککننده در گروه را که نیاز به برخورد داشتند شناسایی کرد.
the court examined the defendant’s role as an incitant in the crime.
دیوان به بررسی نقش متهم به عنوان یک عامل تحریککننده در جرم پرداخت.
leaders must avoid using incitants that could spark conflict.
رهبران باید از استفاده از عوامل تحریککنندهای که ممکن است درگیری را ایجاد کنند، خودداری کنند.
false information and rumors often serve as powerful incitants.
اطلاعات نادرست و گمانهزنیها اغلب به عنوان عوامل تحریککننده قوی عمل میکنند.
incitants to action
م励ههای عمل
the speaker's words were powerful incitants to violence.
کلمات سخنران قویترین عوامل تحریککننده به خشونت بود.
social media can be a potent source of incitants for online radicalization.
شبکههای اجتماعی میتوانند منبع قویای از عوامل تحریککننده برای رادیکالسازی آنلاین باشند.
authorities investigated potential incitants following the protest.
مقامات پس از اعتراض، عوامل تحریککننده محتمل را بررسی کردند.
hate speech often serves as a dangerous incitant to discriminatory actions.
گویش نفرتآمیز اغلب به عنوان یک عامل تحریککننده خطرناک برای اقدامات تفکیکآمیز عمل میکند.
economic hardship acted as a key incitant for widespread unrest.
کمبود اقتصادی به عنوان یک عامل تحریککننده کلیدی برای ناپایداری گسترده عمل کرد.
the inflammatory article functioned as a clear incitant for a riot.
مقاله تحریکآمیز به عنوان یک عامل تحریککننده واضح برای شورش عمل کرد.
propaganda frequently employs strong incitants to manipulate public opinion.
پرپرتویها اغلب از عوامل تحریککننده قوی برای تغییر نظر عمومی استفاده میکنند.
he identified several incitants within the group that needed addressing.
او چندین عامل تحریککننده در گروه را که نیاز به برخورد داشتند شناسایی کرد.
the court examined the defendant’s role as an incitant in the crime.
دیوان به بررسی نقش متهم به عنوان یک عامل تحریککننده در جرم پرداخت.
leaders must avoid using incitants that could spark conflict.
رهبران باید از استفاده از عوامل تحریککنندهای که ممکن است درگیری را ایجاد کنند، خودداری کنند.
false information and rumors often serve as powerful incitants.
اطلاعات نادرست و گمانهزنیها اغلب به عنوان عوامل تحریککننده قوی عمل میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید