incite

[ایالات متحده]/ɪnˈsaɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برانگیختن; تحریک کردن; بیدار کردن.
Word Forms
زمان گذشتهincited
قسمت سوم فعلincited
شکل سوم شخص مفردincites
صفت یا فعل حال استمراریinciting

عبارات و ترکیب‌ها

incite violence

تحریک به خشونت

incite hatred

تحریک نفرت

incite rebellion

تحریک شورش

incite protest

تحریک اعتراض

incite anger

تحریک خشم

جملات نمونه

incite a crowd to riot

تشویق جمعیت به شورش

he incited loyal subjects to rebellion.

او افراد وفادار را به شورش تحریک کرد.

The captain's example incited the men to bravery.

الگو یا نمونه کاپیتان باعث شد مردان به شجاعت روی آورند.

He incited people to rise up against the government.

او مردم را به قیام علیه دولت تحریک کرد.

troublemakers who incite riots; inciting workers to strike.

افراد درگیرکننده که شورش را تحریک می‌کنند؛ تحریک کارگران برای اعتصاب.

His bravery incited the soldiers to fight continuously.

شجاعت او باعث شد سربازان به طور مداوم بجنگند.

The insurrection was incited by members of the outlawed opposition.

قیام توسط اعضای مخالفین غیرقانونی تحریک شد.

The aggro range for players when under the effect of "Incite Chaos" while fighting Blackheart the Inciter in the Shadow Labrynth has been adjusted.

محدوده خشم برای بازیکنان در حالی که تحت تأثیر "ایجاد هرج و مرج" در حین مبارزه با بلک‌هارت اینسایتر در آزمایشگاه سایه قرار دارند، تنظیم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید