quell

[ایالات متحده]/kwel/
[بریتانیا]/kwel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. 鎮圧する;軽減する;平息する;除去する これは英語の単語quellの中国語訳です。
Word Forms
زمان گذشتهquelled
شکل سوم شخص مفردquells
صفت یا فعل حال استمراریquelling
قسمت سوم فعلquelled

عبارات و ترکیب‌ها

quell the violence

مهار خشونت

quell the rebellion

مهار شورش

جملات نمونه

Aspirin will quell your headache.

آسپرین سردرد شما را تسکین خواهد داد.

Soldiers were sent in to quell the riots.

سربازان برای سرکوب شورش‌ها اعزام شدند.

Connor quelled him with a look.

کانر با یک نگاه او را متوقف کرد.

Police quelled the riot.

پلیس شورش را سرکوب کرد.

finally quelled the children's fears.

در نهایت ترس‌های کودکان را از بین برد.

Troops were called in to quell the violence.

برای سرکوب خشونت‌ها، نیروهای نظامی فراخوانده شدند.

she was unable to quell the acid in her voice.

او نتوانست اسیدیتی را در صدای خود سرکوب کند.

extra police were called to quell the disturbance.

برای سرکوب اغتشاش، پلیس‌های بیشتری احضار شدند.

he spoke up again to quell any panic among the assembled youngsters.

او دوباره صحبت کرد تا هرگونه وحشت در میان جوانان جمع شده را از بین ببرد.

The 1956 uprising in Hungary was soon quelled by ruthless Soviet military action.

سرکوب شورش 1956 در مجارستان به زودی توسط اقدامات نظامی بی‌رحمانه شوروی سرکوب شد.

More and more evidence supports that RNAi,co-suppression in plants, and quelling in fungi shares the same basic molecular mechanism.

هرچه بیشتر شواهد نشان می‌دهد که RNAi، سرکوب مشترک در گیاهان و سرکوب در قارچ‌ها مکانیسم مولکولی اساسی یکسانی را به اشتراک می‌گذارند.

Henderson Lenn K.Rosenfeld Jessica Queller Joshua Safran K.J.

هندرسون لن کی. روزنفلد جِسیكا کوِلر جوشوا سافران کی.جی.

نمونه‌های واقعی

At least 40,000 police officers are currently on duty to quell the unrest across France.

حداقل ۴۰ هزار افسر پلیس در حال حاضر برای سرکوب شورش‌ها در سراسر فرانسه در حالت آماده‌باش هستند.

منبع: CRI Online June 2023 Collection

President Kassym-Jomart Tokayev appealed for help to quell nationwide protests over surging vehicle fuel prices.

رئیس‌جمهور قاسم جومارت توکایف برای سرکوب اعتراضات سراسری به دلیل افزایش قیمت سوخت، درخواست کمک کرد.

منبع: BBC Listening Collection January 2022

It was at once a surrendering and a quelling gesture.

این همزمان یک ژست تسلیم و هم یک ژست سرکوب بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Twice Monday President Trump tweeted to try to quell shortage fears.

دونالد ترامپ دو بار در روز دوشنبه برای تلاش برای سرکوب ترس از کمبودها در توییتر نوشت.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Touring a factory, Clinton says the US economy has 'quelled out'.

در حین بازدید از یک کارخانه، کلینتون گفت که اقتصاد ایالات متحده 'سرکوب شده است'.

منبع: AP Listening Compilation June 2015

Oh! There isn't enough chamomile tea in the world to quell the rage in my heart.

وای! در این دنیا چای بابونه کافی وجود ندارد تا خشم در قلب من را فرو نشاند.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

The second act was less turbulent, as government support quelled the panic.

پرده دوم کمتر آشفته بود، زیرا حمایت دولت باعث فروکش کردن وحشت شد.

منبع: The Economist (Summary)

South Korea quelled the first two waves with aggressive testing, tracing and quarantining.

کره جنوبی با انجام آزمایشات تهاجمی، ردیابی و قرنطینه، دو موج اول را سرکوب کرد.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

To quell inflation, goes the adage, central bankers must tighten monetary policy until something breaks.

برای سرکوب تورم، به گفته آنها، بانکداران مرکزی باید سیاست‌های پولی را تا زمانی که چیزی از کار بیفتد، سخت‌تر کنند.

منبع: The Economist - Finance

The Sudanese government is struggling to quell rebellions in the Darfur, south Kordofan, and Blue Nile regions.

دولت سودان در تلاش است تا شورش‌ها را در مناطق دارفور، جنوب کردوفان و نیل آبی سرکوب کند.

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید