incompetencies

[ایالات متحده]/[ˌɪn.kəmˈpiː.tən.siːz]/
[بریتانیا]/[ˌɪn.kəmpˈtiː.tən.siːz]/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت عدم توانایی؛ فقدان مهارت‌ها یا توانایی‌های لازم؛ نمونه‌هایی از عدم توانایی؛ عدم رعایت استاندارد یا سطح مورد نیاز توانایی.

جملات نمونه

the company's repeated failures highlighted several key competencies.

ناکامی‌های تکراری شرکت چندین توانایی کلیدی را برجسته کرد.

addressing these competencies is crucial for improving team performance.

برخورد با این توانایی‌ها برای بهبود عملکرد تیم حیاتی است.

a thorough assessment revealed significant competencies within the department.

یک ارزیابی کامل توانایی‌های قابل توجهی درون بخش را آشکار کرد.

the manager ignored the staff's obvious competencies.

مدیر توانایی‌های واضح کارکنان را نادیده گرفت.

the report detailed the various competencies hindering project success.

گزارش به جزئیات توانایی‌های مختلفی که موفقیت پروژه را محدود می‌کردند، پرداخت.

mitigating these competencies requires a comprehensive training program.

کاهش این توانایی‌ها نیاز به یک برنامه آموزشی جامع دارد.

the board investigated the root causes of the leadership competencies.

هیئت مدیره علل بنیادی توانایی‌های رهبری را بررسی کرد.

identifying and addressing competencies is vital for organizational growth.

شناسایی و برخورد با توانایی‌ها برای رشد سازمانی حیاتی است.

the audit exposed several critical competencies in the financial team.

بررسی چندین توانایی حیاتی در تیم مالی را آشکار کرد.

overcoming these competencies will require significant restructuring.

پشتیبانی از این توانایی‌ها نیاز به بازنگری معنادار دارد.

the consultant focused on uncovering hidden competencies within the system.

مشاور روی آشکار کردن توانایی‌های پنهان در سیستم تمرکز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید