failings

[ایالات متحده]/ˈfeɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfeɪlɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضعف‌ها یا نقص‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

personal failings

اشکالات شخصی

moral failings

اشکالات اخلاقی

systemic failings

اشکالات سیستمی

human failings

اشکالات انسانی

character failings

اشکالات شخصیتی

fatal failings

اشکالات کشنده

fundamental failings

اشکالات اساسی

serious failings

اشکالات جدی

critical failings

اشکالات حیاتی

notable failings

اشکالات قابل توجه

جملات نمونه

we all have our failings, but we can learn from them.

ما همه اشتباهات خود را داریم، اما می‌توانیم از آنها درس بگیریم.

his failings as a leader were evident in the team's performance.

اشتباهات او به عنوان یک رهبر در عملکرد تیم آشکار بود.

it's important to acknowledge our failings to improve.

برای بهبود، تشخیص اشتباهات خود مهم است.

despite her failings, she remains a beloved figure.

با وجود اشتباهاتش، او همچنان شخصیتی محبوب باقی مانده است.

his failings were overshadowed by his many achievements.

اشتباهات او تحت الشعاع دستاوردهای فراوانش قرار گرفت.

the report highlighted the failings of the current system.

گزارش، نقاط ضعف سیستم فعلی را برجسته کرد.

we should focus on our strengths rather than our failings.

ما باید بر نقاط قوت خود تمرکز کنیم تا بر نقاط ضعف خود.

her failings in judgment led to significant consequences.

اشتباهات او در قضاوت منجر به عواقب مهم شد.

recognizing our failings is the first step towards growth.

تشخیص اشتباهات خود اولین قدم به سوی رشد است.

he often downplays his failings in conversations.

او اغلب اشتباهات خود را در گفتگوها کم اهمیت جلوه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید