incompliant

[ایالات متحده]/ɪnˈkəmplaɪənt/
[بریتانیا]/ɪnˈkəmplaɪənt/

ترجمه

adj. تمایل نداشتن به رعایت یا تسلیم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

incompliant behavior

رفتار غیرمجاز

incompliant policies

سیاست‌های غیرمجاز

incompliant practices

روش‌های غیرمجاز

incompliant systems

سیستم‌های غیرمجاز

incompliant data

اطلاعات غیرمجاز

incompliant regulations

مقررات غیرمجاز

incompliant clients

مشتریان غیرمجاز

incompliant vendors

تامین‌کنندگان غیرمجاز

incompliant standards

استانداردهای غیرمجاز

incompliant forms

فرم‌های غیرمجاز

جملات نمونه

the company's incompliant practices led to a significant fine.

رفتار غیرمجاز شرکت منجر به جریمه قابل توجهی شد.

incompliant employees may face disciplinary action.

کارمندانی که قوانین را رعایت نمی‌کنند ممکن است با اقدامات انضباطی مواجه شوند.

we need to address the incompliant issues in our project.

ما باید مسائل مربوط به عدم رعایت قوانین را در پروژه خود برطرف کنیم.

the report highlighted several incompliant regulations.

گزارش چندین مقررات غیرمجاز را نشان داد.

incompliant products can harm the company's reputation.

محصولات غیرمجاز می‌توانند به شهرت شرکت آسیب برسانند.

they were warned about their incompliant behavior.

در مورد رفتار غیرمجاز آنها هشدار داده شد.

incompliant software can lead to security vulnerabilities.

نرم‌افزار غیرمجاز می‌تواند منجر به آسیب‌پذیری‌های امنیتی شود.

we must ensure all teams are aware of incompliant practices.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه تیم‌ها از روش‌های غیرمجاز آگاه هستند.

the incompliant nature of the contract raised concerns.

ماهیت غیرمجاز قرارداد نگرانی ایجاد کرد.

addressing incompliant behavior is crucial for compliance.

رسیدگی به رفتار غیرمجاز برای رعایت قوانین بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید