rebellious

[ایالات متحده]/rɪˈbeljəs/
[بریتانیا]/rɪˈbeljəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمایل به مقاومت در برابر اقتدار، کنترل یا سنت را نشان می‌دهد؛ مشخصه‌ای که با تمایل به مقاومت در برابر اقتدار یا کنترل همراه است.

عبارات و ترکیب‌ها

Rebellious teenager

نوجوان سرکش

Rebellious behavior

رفتار سرکش

Rebellious attitude

حرفه‌ای سرکش

جملات نمونه

a rebellious young dreamer.

یک رویاپرداز جوان سرکش

a child with a rebellious temper

کودکی با اخم سرکش

The tribesmen were as rebellious as ever.

قبایل به همان اندازه سرکش بودند که همیشه بودند.

he smoothed back a rebellious lock of hair.

او یک رشته موی سرکش را به عقب صاف کرد.

finally restored order in the rebellious provinces.

در نهایت نظم را در استان های سرکش بازگرداند.

rebellious words sure to kindle a parent's wrath;

کلمات سرکش که مطمئناً خشم والدین را برمی‌انگیختند.

I became very rebellious and opted out.

من بسیار سرکش شدم و سلب حق کردم.

a high-spirited and rebellious girl not at all amenable to persuasion.

یک دختر با روحیه بالا و سرکش که اصلاً پذیرای متقاعد کردن نیست.

Rebellious students stubbornly demanded that the CIA be prevented from recruiting on campus.

دانشجویان سرکش به طور سرسختانه خواستند که از استخدام سیا در محوطه دانشگاه جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید