inconclusively

[ایالات متحده]/ˌinkən'klu:sivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون نتیجه‌ای مشخص.

جملات نمونه

A first round of six way talks bringing together North and South Korea, China, Japan, Russia and the United States in Beijing ended inconclusively in August.

دور اولی از مذاکرات شش جانبه که کره شمالی و کره جنوبی، چین، ژاپن، روسیه و ایالات متحده را در پکن گرد هم آورد، در نهایت در ماه آگوست نتیجه‌ای نداشت.

The investigation ended inconclusively.

تحقیقات به نتیجه مشخصی نرسید.

The debate on the matter continued inconclusively.

بحث در مورد این موضوع به طور نامشخص ادامه یافت.

The meeting concluded inconclusively.

جلسه بدون نتیجه مشخص به پایان رسید.

The experiment results were inconclusively interpreted.

نتایج آزمایش به طور نامشخص تفسیر شدند.

The negotiations ended inconclusively.

مذاکرات بدون نتیجه مشخص به پایان رسید.

The survey data were inconclusively analyzed.

داده‌های نظرسنجی به طور نامشخص تجزیه و تحلیل شدند.

The research findings were inconclusively discussed.

نتایج تحقیقات به طور نامشخص مورد بحث قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید