incorrigible

[ایالات متحده]/ɪnˈkɒrɪdʒəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈkɔːrɪdʒəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اصلاح ناپذیر، غیرقابل اصلاح
n. کسی که اصلاح ناپذیر است، غیرقابل اصلاح
adv. به شیوه‌ای اصلاح ناپذیر، غیرقابل اصلاح

جملات نمونه

she's an incorrigible flirt.

او یک اغواگر بی‌بازدار است.

an incorrigible thief

یک دزد بی‌بازدار

an incorrigible, spoiled child.

یک کودک بی‌بازدار و لوس.

Because he was an incorrigible criminal,he was sentenced to life imprisonment.

از آنجایی که او یک جنایتکار بی‌بازدار بود، به حبس ابد محکوم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید