she's an incorrigible flirt.
او یک اغواگر بیبازدار است.
an incorrigible thief
یک دزد بیبازدار
an incorrigible, spoiled child.
یک کودک بیبازدار و لوس.
Because he was an incorrigible criminal,he was sentenced to life imprisonment.
از آنجایی که او یک جنایتکار بیبازدار بود، به حبس ابد محکوم شد.
she's an incorrigible flirt.
او یک اغواگر بیبازدار است.
an incorrigible thief
یک دزد بیبازدار
an incorrigible, spoiled child.
یک کودک بیبازدار و لوس.
Because he was an incorrigible criminal,he was sentenced to life imprisonment.
از آنجایی که او یک جنایتکار بیبازدار بود، به حبس ابد محکوم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید