wayward

[ایالات متحده]/'weɪwəd/
[بریتانیا]/'wewɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یکدنده; نامنظم; لجوج

جملات نمونه

Chip could be a bit wayward and excitable.

چیپ ممکن بود کمی سرکش و هیجان‌زده باشد.

her wayward, difficult sister.

خواهر سرکش و مشکل‌گوی او

her hair escaped in wayward fronds.

موهای او به شکل فر در هم ریخته و سرکش بیرون خزید.

the distressed parents of wayward youths.

والدین مضطرب جوانان سرکش.

She could be wayward, petulant, and disagreeable.

او می‌توانست سرکش، عصبی و غیرقابل تحمل باشد.

The mood changes abruptly after six or seven bars of wayward decrescendo.

حالت به طور ناگهانی پس از شش یا هفت بار کاهش غیرمنتظره تغییر می‌کند.

The Jawas are a scavenger species.They comb the deserts of Tatooine in search of discarded scrap and wayward mechanicals.

جواها یک گونه جمع‌آوری‌کننده هستند. آنها بیابان‌های Tatooine را برای یافتن ضایعات دور ریخته شده و وسایل مکانیکی سرگردان جستجو می‌کنند.

A micrometeorite impact, a snag, a wayward tool or even a misstep can spell doom for an astronaut.

ضربه شهاب‌واره‌های کوچک، یک مشکل، یک ابزار سرگردان یا حتی یک اشتباه کوچک می‌تواند برای یک فضانورد حماسه رقم بزند.

Still, it is no bad thing if Mr Cameron's unilateral action - his "scrutiny committee" - starts a competition to be the most vigorous purger of wayward MPs.

با این حال، اگر اقدام یکجانبه آقای کامرون - "کمیته نظارت" او - شروع به رقابت برای پاکسازی قوی ترین اعضای پارلمان سرکش کند، چیز بدی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید