| جمع | incubators |
biological incubator
انکوباتور زیستی
egg incubator
انکوباتور تخم مرغ
hospital incubator
انکوباتور بیمارستانی
startup incubator
انکوباتور استارتاپی
the college campus as an incubator of radical new sociological concepts.
محوطه دانشگاه به عنوان بستری برای مفاهیم جدید و رادیکال جامعهشناسی.
Methods:The temperature of 42 neonates in the incubators was measured at their axillar,back,waist,buttock and rectum at the same time,then the results were compared.
روشها: دمای 42 نوزاد در دستگاههای ساکنسازی در نقاط زیر بغل، پشت، کمر، باسن و رکتوم همزمان اندازهگیری شد، سپس نتایج مقایسه شد.
This kind of Incubator can be equipped selectively according with user: double walls hood, motorize cabinet etc; it also can change some technical date properly according with the standard.
این نوع دستگاه انکوباسیون می تواند به طور انتخابی با توجه به کاربر مجهز شود: هود دیواره دوگانه، کابینت موتوری و غیره؛ همچنین می تواند برخی از داده های فنی را به طور مناسب با توجه به استاندارد تغییر دهد.
This kind of Incubator can be equipped selectively according with user: motorize cabinet, neonate phototherapy unit etc, it also can change some technical data properly according with the standard.
این نوع دستگاه انکوباتور را میتوان به صورت انتخابی با توجه به کاربر تجهیز کرد: کابینت موتوریزه، واحد فتوتراپی نوزاد و غیره، همچنین میتوان دادههای فنی را به طور مناسب با توجه به استاندارد تغییر داد.
The startup received funding from an incubator.
استارتاپ از یک انکوباتور بودجه دریافت کرد.
The hospital has a neonatal incubator for premature babies.
بیمارستان دارای یک انکوباتور نوزاد برای نوزادان نارس است.
The incubator helped nurture the growth of many successful businesses.
انکوباتور به پرورش رشد بسیاری از کسب و کارهای موفق کمک کرد.
She kept the eggs in an incubator to hatch them.
او تخم ها را در یک انکوباتور نگه داشت تا آنها را جوجه کشی کند.
The university has an innovation incubator for student projects.
دانشگاه دارای یک انکوباتور نوآوری برای پروژه های دانشجویی است.
The startup company is part of a technology incubator program.
شرکت نوپا بخشی از برنامه انکوباتور فناوری است.
The government is investing in incubator programs to support entrepreneurship.
دولت در حال سرمایه گذاری در برنامه های انکوباتور برای حمایت از کارآفرینی است.
The incubator provides resources and mentorship to help startups succeed.
انکوباتور منابع و مربیگری را برای کمک به موفقیت استارت آپ ها فراهم می کند.
The eggs need to be kept at a constant temperature in the incubator.
تخم ها باید در دمای ثابت در انکوباتور نگه داشته شوند.
The incubator space is designed to foster collaboration among entrepreneurs.
فضای انکوباتور به گونه ای طراحی شده است که همکاری بین کارآفرینان را تقویت کند.
So having an incubator really does tend to build companies where the incubator is located.
داشتن یک فضای رشد (انکوباتور) واقعاً باعث میشود شرکتها در مکانی که این فضا وجود دارد، شکل بگیرند.
منبع: VOA Standard English_LifeOurs doesn't need an immune system because it lives in a stateoftheart German incubator.
مال ما نیازی به سیستم ایمنی ندارد زیرا در یک فضای رشد آلمانی با فناوری پیشرفته زندگی میکند.
منبع: The Big Bang Theory Season 10She has already outgrown her incubator and is piling on the pounds.
او از قبل فضای رشد خود را پشت سر گذاشته و در حال افزایش وزن است.
منبع: The mysteries of the EarthThis way, the surrogate wouldn't be some impersonal incubator. There'd be a family tie.
به این ترتیب، جایگزین یک فضای رشد غیرشخصی نخواهد بود. پیوند خانوادگی وجود خواهد داشت.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2We became known as a dream incubator.
ما به عنوان یک فضای رشد برای تحقق رویاها شناخته شدیم.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 CollectionLook, look... here I am standing next to the incubator.
ببین، ببین... من اینجام کنار فضای رشد ایستادهام.
منبع: The Big Bang Theory Season 10You, uh, work with an incubator?
شما، اممم، با یک فضای رشد کار میکنید؟
منبع: American TV series Person of Interest Season 4Its insulating properties also make it an excellent incubator.
خواص عایقبندی آن همچنین آن را به یک فضای رشد عالی تبدیل میکند.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)London was becoming the incubator of the modern world through new patterns in industry, trade, and social mobility.
لندن در حال تبدیل شدن به فضای رشد دنیای مدرن از طریق الگوهای جدید در صنعت، تجارت و تحرک اجتماعی بود.
منبع: TED-Ed (video version)Research is mixed on whether incubators actually make companies more likely to succeed.
تحقیقات در مورد اینکه آیا فضای رشد واقعاً باعث میشود شرکتها بیشتر احتمال موفقیت داشته باشند، متناقض است.
منبع: VOA Standard English_Lifebiological incubator
انکوباتور زیستی
egg incubator
انکوباتور تخم مرغ
hospital incubator
انکوباتور بیمارستانی
startup incubator
انکوباتور استارتاپی
the college campus as an incubator of radical new sociological concepts.
محوطه دانشگاه به عنوان بستری برای مفاهیم جدید و رادیکال جامعهشناسی.
Methods:The temperature of 42 neonates in the incubators was measured at their axillar,back,waist,buttock and rectum at the same time,then the results were compared.
روشها: دمای 42 نوزاد در دستگاههای ساکنسازی در نقاط زیر بغل، پشت، کمر، باسن و رکتوم همزمان اندازهگیری شد، سپس نتایج مقایسه شد.
This kind of Incubator can be equipped selectively according with user: double walls hood, motorize cabinet etc; it also can change some technical date properly according with the standard.
این نوع دستگاه انکوباسیون می تواند به طور انتخابی با توجه به کاربر مجهز شود: هود دیواره دوگانه، کابینت موتوری و غیره؛ همچنین می تواند برخی از داده های فنی را به طور مناسب با توجه به استاندارد تغییر دهد.
This kind of Incubator can be equipped selectively according with user: motorize cabinet, neonate phototherapy unit etc, it also can change some technical data properly according with the standard.
این نوع دستگاه انکوباتور را میتوان به صورت انتخابی با توجه به کاربر تجهیز کرد: کابینت موتوریزه، واحد فتوتراپی نوزاد و غیره، همچنین میتوان دادههای فنی را به طور مناسب با توجه به استاندارد تغییر داد.
The startup received funding from an incubator.
استارتاپ از یک انکوباتور بودجه دریافت کرد.
The hospital has a neonatal incubator for premature babies.
بیمارستان دارای یک انکوباتور نوزاد برای نوزادان نارس است.
The incubator helped nurture the growth of many successful businesses.
انکوباتور به پرورش رشد بسیاری از کسب و کارهای موفق کمک کرد.
She kept the eggs in an incubator to hatch them.
او تخم ها را در یک انکوباتور نگه داشت تا آنها را جوجه کشی کند.
The university has an innovation incubator for student projects.
دانشگاه دارای یک انکوباتور نوآوری برای پروژه های دانشجویی است.
The startup company is part of a technology incubator program.
شرکت نوپا بخشی از برنامه انکوباتور فناوری است.
The government is investing in incubator programs to support entrepreneurship.
دولت در حال سرمایه گذاری در برنامه های انکوباتور برای حمایت از کارآفرینی است.
The incubator provides resources and mentorship to help startups succeed.
انکوباتور منابع و مربیگری را برای کمک به موفقیت استارت آپ ها فراهم می کند.
The eggs need to be kept at a constant temperature in the incubator.
تخم ها باید در دمای ثابت در انکوباتور نگه داشته شوند.
The incubator space is designed to foster collaboration among entrepreneurs.
فضای انکوباتور به گونه ای طراحی شده است که همکاری بین کارآفرینان را تقویت کند.
So having an incubator really does tend to build companies where the incubator is located.
داشتن یک فضای رشد (انکوباتور) واقعاً باعث میشود شرکتها در مکانی که این فضا وجود دارد، شکل بگیرند.
منبع: VOA Standard English_LifeOurs doesn't need an immune system because it lives in a stateoftheart German incubator.
مال ما نیازی به سیستم ایمنی ندارد زیرا در یک فضای رشد آلمانی با فناوری پیشرفته زندگی میکند.
منبع: The Big Bang Theory Season 10She has already outgrown her incubator and is piling on the pounds.
او از قبل فضای رشد خود را پشت سر گذاشته و در حال افزایش وزن است.
منبع: The mysteries of the EarthThis way, the surrogate wouldn't be some impersonal incubator. There'd be a family tie.
به این ترتیب، جایگزین یک فضای رشد غیرشخصی نخواهد بود. پیوند خانوادگی وجود خواهد داشت.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2We became known as a dream incubator.
ما به عنوان یک فضای رشد برای تحقق رویاها شناخته شدیم.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 CollectionLook, look... here I am standing next to the incubator.
ببین، ببین... من اینجام کنار فضای رشد ایستادهام.
منبع: The Big Bang Theory Season 10You, uh, work with an incubator?
شما، اممم، با یک فضای رشد کار میکنید؟
منبع: American TV series Person of Interest Season 4Its insulating properties also make it an excellent incubator.
خواص عایقبندی آن همچنین آن را به یک فضای رشد عالی تبدیل میکند.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)London was becoming the incubator of the modern world through new patterns in industry, trade, and social mobility.
لندن در حال تبدیل شدن به فضای رشد دنیای مدرن از طریق الگوهای جدید در صنعت، تجارت و تحرک اجتماعی بود.
منبع: TED-Ed (video version)Research is mixed on whether incubators actually make companies more likely to succeed.
تحقیقات در مورد اینکه آیا فضای رشد واقعاً باعث میشود شرکتها بیشتر احتمال موفقیت داشته باشند، متناقض است.
منبع: VOA Standard English_Lifeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید