indecent

[ایالات متحده]/ɪn'diːs(ə)nt/
[بریتانیا]/ɪn'disnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توهین‌آمیز، نامناسب، مطابق با استانداردهای پذیرفته شده نیست

عبارات و ترکیب‌ها

indecent exposure

عریانی ناپسند

indecent proposal

پیشنهاد زننده

indecent assault

آزار ناپسند

جملات نمونه

an earthy but not indecent story.

یک داستان زمینی اما نه ناآبرویی

leave in indecent haste

ترک کردن با عجله نامناسب

It was indecent of him to do that.

این از او نخواسته بود که آن را انجام دهد.

That skirt of hers is positively indecent.

آن دامن او به طور مثبت نامناسب است.

they leaped on the suggestion with indecent haste.

آنها با عجله نامناسب بر پیشنهاد پرش کردند.

photographs that are classed as indecent

تصاویری که به عنوان نامناسب طبقه بندی می شوند

He was convicted of importing indecent material.

او به جرم وارد کردن مطالب نامناسب محکوم شد.

He married again with almost indecent haste.

او با عجله ای تقریباً نامناسب دوباره ازدواج کرد.

She started a new relationship with almost indecent haste.

او با عجله ای تقریباً نامناسب یک رابطه جدید شروع کرد.

The rush to get hold of their father’s money seemed positively indecent.

شتاب برای به دست آوردن پول پدرشان به طور مثبت نامناسب به نظر می رسید.

was buried with indecent haste;indecorous behavior;language unbecoming to a lady;unseemly to use profanity;moved to curb their untoward ribaldry.

با عجله نامناسب دفن شد؛ رفتار غیرمتعارف؛ زبانی که شایسته یک خانم نیست؛ استفاده از فحاشی نامناسب است؛ برای مهار شوخی‌های نامناسب خود تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید