indelicacy

[ایالات متحده]/ˌɪnˈdɛlɪkəsi/
[بریتانیا]/ˌɪnˈdɛlɪkəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود ظرافت یا تدبیر؛ یک مورد از رفتار بی‌ادب یا مبتذل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social indelicacy

بی‌ادبی اجتماعی

indelicacy of speech

بی‌ادبی در سخن

indelicacy in behavior

بی‌ادبی در رفتار

indelicacy of thought

بی‌ادبی در فکر

indelicacy towards others

بی‌ادبی نسبت به دیگران

indelicacy in conversation

بی‌ادبی در گفتگو

indelicacy of humor

بی‌ادبی در شوخ‌طبعی

indelicacy in writing

بی‌ادبی در نوشتن

indelicacy of gesture

بی‌ادبی در حرکت

indelicacy in etiquette

بی‌ادبی در آداب معاشرت

جملات نمونه

his indelicacy in addressing the issue surprised everyone.

بی‌کفایتی او در مورد این موضوع باعث تعجب همه شد.

she apologized for her indelicacy during the meeting.

او برای بی‌کفایتی خود در طول جلسه عذرخواهی کرد.

indelicacy in conversation can lead to misunderstandings.

بی‌کفایتی در گفتگو می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his indelicacy made the situation even worse.

بی‌کفایتی او وضعیت را بدتر کرد.

they were shocked by her indelicacy at the event.

آنها از بی‌کفایتی او در آن رویداد شوکه شدند.

indelicacy can often be avoided with careful wording.

اغلب می‌توان از بی‌کفایتی با استفاده از کلمات دقیق و محتاطانه اجتناب کرد.

his indelicacy was unintentional but still inappropriate.

بی‌کفایتی او غیرعمدی بود اما هنوز هم نامناسب بود.

she handled the indelicacy of the topic with grace.

او با ظرافت با بی‌کفایتی موضوع برخورد کرد.

indelicacy in public can damage one's reputation.

بی‌کفایتی در حضور عموم می‌تواند به شهرت یک فرد آسیب برساند.

he learned to avoid indelicacy in his speeches.

او یاد گرفت که از بی‌کفایتی در سخنرانی‌های خود اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید