indentations

[ایالات متحده]/ˌɪn.dɛnˈteɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪn.dɛnˈteɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل فرورفتگی؛ یک فرورفتگی یا بریدگی

عبارات و ترکیب‌ها

sharp indentations

فرورفتگی‌های تیز

deep indentations

فرورفتگی‌های عمیق

visible indentations

فرورفتگی‌های قابل مشاهده

irregular indentations

فرورفتگی‌های نامنظم

smooth indentations

فرورفتگی‌های صاف

rounded indentations

فرورفتگی‌های گرد

slight indentations

فرورفتگی‌های جزئی

textured indentations

فرورفتگی‌های بافت‌دار

uniform indentations

فرورفتگی‌های یکنواخت

patterned indentations

فرورفتگی‌های الگو‌دار

جملات نمونه

the artist used indentations to create texture in the sculpture.

هنرمند از فرورفتگی‌ها برای ایجاد بافت در مجسمه استفاده کرد.

indentations in the paper made it easier to fold.

فرورفتگی‌ها در کاغذ باعث می‌شد تا تا کردن آن آسان‌تر باشد.

she noticed the indentations left by the heavy furniture.

او متوجه فرورفتگی‌های ایجاد شده توسط مبلمان سنگین شد.

indentations can indicate where the object has been pressed.

فرورفتگی‌ها می‌توانند نشان دهند که جسم در کجا فشار داده شده است.

the indentations on the surface were a sign of wear.

فرورفتگی‌های روی سطح نشان‌دهنده ساییدگی بودند.

he made indentations in the dough for the cookies.

او برای کوکی‌ها فرورفتگی‌هایی در خمیر ایجاد کرد.

the book had indentations on the pages from being read multiple times.

فرورفتگی‌هایی روی صفحات کتاب وجود داشت که نشان‌دهنده خواندن آن چندین بار بود.

indentations in the sand showed where the footprints were.

فرورفتگی‌ها در شن نشان دادند که رد پاها کجا بودند.

she carefully placed the indentations in the clay for the pottery.

او با دقت فرورفتگی‌ها را در خاک رس برای گلدان قرار داد.

indentations in the foam provided extra cushioning.

فرورفتگی‌ها در فوم عایق‌بندی بیشتری فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید