| جمع | indexers |
search indexer
شاخصگر جستجو
data indexer
شاخصگر داده
indexer service
سرویس شاخصگر
indexer tool
ابزار شاخصگر
indexer software
نرمافزار شاخصگر
indexer process
فرآیند شاخصگر
indexer configuration
پیکربندی شاخصگر
indexer performance
عملکرد شاخصگر
indexer settings
تنظیمات شاخصگر
indexer update
بهروزرسانی شاخصگر
the indexer helps organize the data efficiently.
این نمایهگذار به سازماندهی دادهها به طور کارآمد کمک میکند.
she is working as an indexer for the library.
او به عنوان یک نمایهگذار برای کتابخانه کار میکند.
the indexer can speed up the search process.
نمایهگذار میتواند فرآیند جستجو را سرعت بخشد.
using an indexer improves data retrieval times.
استفاده از یک نمایهگذار زمان بازیابی دادهها را بهبود میبخشد.
the software includes a powerful indexer.
این نرمافزار شامل یک نمایهگذار قدرتمند است.
he designed an indexer for the new database.
او یک نمایهگذار برای پایگاه داده جدید طراحی کرد.
an indexer can help you find information quickly.
یک نمایهگذار میتواند به شما کمک کند اطلاعات را به سرعت پیدا کنید.
the indexer categorizes documents based on keywords.
نمایهگذار اسناد را بر اساس کلمات کلیدی دستهبندی میکند.
she submitted her work to the indexer for review.
او اثر خود را برای بررسی به نمایهگذار ارسال کرد.
an efficient indexer is crucial for large datasets.
یک نمایهگذار کارآمد برای مجموعههای داده بزرگ بسیار مهم است.
search indexer
شاخصگر جستجو
data indexer
شاخصگر داده
indexer service
سرویس شاخصگر
indexer tool
ابزار شاخصگر
indexer software
نرمافزار شاخصگر
indexer process
فرآیند شاخصگر
indexer configuration
پیکربندی شاخصگر
indexer performance
عملکرد شاخصگر
indexer settings
تنظیمات شاخصگر
indexer update
بهروزرسانی شاخصگر
the indexer helps organize the data efficiently.
این نمایهگذار به سازماندهی دادهها به طور کارآمد کمک میکند.
she is working as an indexer for the library.
او به عنوان یک نمایهگذار برای کتابخانه کار میکند.
the indexer can speed up the search process.
نمایهگذار میتواند فرآیند جستجو را سرعت بخشد.
using an indexer improves data retrieval times.
استفاده از یک نمایهگذار زمان بازیابی دادهها را بهبود میبخشد.
the software includes a powerful indexer.
این نرمافزار شامل یک نمایهگذار قدرتمند است.
he designed an indexer for the new database.
او یک نمایهگذار برای پایگاه داده جدید طراحی کرد.
an indexer can help you find information quickly.
یک نمایهگذار میتواند به شما کمک کند اطلاعات را به سرعت پیدا کنید.
the indexer categorizes documents based on keywords.
نمایهگذار اسناد را بر اساس کلمات کلیدی دستهبندی میکند.
she submitted her work to the indexer for review.
او اثر خود را برای بررسی به نمایهگذار ارسال کرد.
an efficient indexer is crucial for large datasets.
یک نمایهگذار کارآمد برای مجموعههای داده بزرگ بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید