indissolubly

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈzɒljʊbli/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈzɑːljəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که نمی‌توان حل یا جدا کرد

عبارات و ترکیب‌ها

indissolubly linked

ارتباط اجتناب ناپذیر

indissolubly bound

متصل جدایی ناپذیر

indissolubly united

متحد جدایی ناپذیر

indissolubly connected

متصل جدایی ناپذیر

indissolubly intertwined

در هم تنیده و غیرقابل جدا شدن

indissolubly joined

متصل و غیرقابل جدا شدن

indissolubly associated

مرتبط جدایی ناپذیر

indissolubly fused

ذوب شده و غیرقابل جدا شدن

indissolubly tied

گره خورده و غیرقابل جدا شدن

indissolubly entwined

در هم تنیده و غیرقابل جدا شدن

جملات نمونه

love and trust are indissolubly linked.

عشق و اعتماد به یکدیگر گره خورده اند.

the two cultures are indissolubly intertwined.

دو فرهنگ به طرز جدایی ناپذیری با هم درآمیخته اند.

her fate was indissolubly tied to his.

سرنوشت او به طور جدایی ناپذیری به او گره خورده بود.

education and personal development are indissolubly connected.

آموزش و توسعه شخصی به طور جدایی ناپذیری به هم مرتبط هستند.

they are indissolubly bonded by their shared experiences.

آنها به طور جدایی ناپذیری با تجربیات مشترک خود پیوند خورده اند.

their friendship is indissolubly strong.

دوستی آنها به طور جدایی ناپذیری قوی است.

science and technology are indissolubly related.

علم و فناوری به طور جدایی ناپذیری به هم مرتبط هستند.

tradition and modernity can be indissolubly combined.

می توان سنت و مدرنیته را به طور جدایی ناپذیری با هم ترکیب کرد.

his success is indissolubly linked to hard work.

موفقیت او به طور جدایی ناپذیری به تلاش و پشتکار گره خورده است.

justice and equality are indissolubly connected.

عدالت و برابری به طور جدایی ناپذیری به هم مرتبط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید