eternally

[ایالات متحده]/i'tə:nəli/
[بریتانیا]/ɪˈtə..nəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. برای همیشه; همیشه; بدون پایان

جملات نمونه

they left eternally inert blooms, the insignia of melancholy.

آنها گل‌های بی‌حرکت و ابدی را ترک کردند، نشانه‌ای از غم.

All things were known eternally and were poignant in their transiency.

همه چیز به طور ابدی شناخته شده بود و در گذرا بودنشان تاثیرگذار بودند.

Only Janet, eternally hopeful, thought it was worth trying again.

فقط جِینت، که همیشه امیدوار بود، فکر می‌کرد دوباره امتحان کردن ارزش دارد.

I’m eternally grateful that we managed to go there before the war.

من به طور ابدی بابت اینکه توانستیم قبل از جنگ به آنجا برویم، سپاسگزارم.

I'm just a Fille Ordinaire (Ordinary Ger) who wishes to live happily forever eternally。。

من فقط یک فیله اوردینر (گر معمولی) هستم که امیدوارم برای همیشه خوشحال زندگی کنم.

This little flute of a reed thou hast carried overbasic+house+09 hills and dales, and hast breathed through it melodies eternally new.

این نی کوچک که از تپه‌ها و دشت‌ها عبور کرده‌اید و از آن آهنگ‌های جدید جاودانه دمیده‌اید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید