indulge in
از تجملات لذت ببرید
self-indulgence
خودخواهی
indulge in luxury
از تجملات و اشیاء لوکس لذت ببرید
indulge in pleasure
از لذت ها لذت ببرید
indulge a craving for chocolate.
اجازه دادن به یک هوس برای شکلات
I indulged in an orgy of housework.
من در یک غرقگی در انجام کارهای خانه شرکت کردم.
I don't indulge in idle gossip.
من در شایعهگویی بیفایده شرکت نمیکنم.
I only indulge on special occasions.
من فقط در مناسبت های خاص لذت می برم.
he was disinclined to indulge in retrospection.
او تمایلی به پرداختن به گذشته نداشت.
indulge oneself in eating and drinking
خود را در خوردن و نوشیدن غرق کنید.
He indulged in idle fancy.
او به خیالپردازیهای بیفایده دلخوش بود.
Everyone should indulge in fantasy on occasion.
هر کسی باید گاهی اوقات در فانتزی غوطه ور شود.
He indulges in tobacco.
او به دخانیات مشغول است.
indulged in outrageous behavior; indulged in all the latest fads.
در رفتارهای جسورانه شرکت کرد؛ در تمام آخرین مدها شرکت کرد.
We all indulge in unconscious role-playing.
ما همه در نقش آفرینی ناخودآگاه شرکت می کنیم.
she was able to indulge a growing passion for literature.
او توانست یک اشتیاق رو به رشد برای ادبیات را تقویت کند.
he indulged Andrew beyond all reason.
او اندرو را فراتر از هر دلیلی تشویق کرد.
a collector with an eye for quality and the means to indulge it without stint .
گردآورنده ای با چشمی برای کیفیت و امکانات برای لذت بردن از آن بدون کم فروشی.
She indulges her children too much.
او فرزندانش را بیش از حد تشویق می کند.
He indulges his children too much.
او فرزندانش را بیش از حد تشویق می کند.
He even indulged his children.
حتی او فرزندانش را تشویق کرد.
It is sometimes necessary to indulge a sick child.
گاهی اوقات لازم است یک کودک بیمار را تشویق کرد.
You are not to indulge this request.
شما نباید در این درخواست اغراق کنید.
منبع: Exciting moments of Harry PotterCome on, indulge us. Sit down.
بیا، ما را اغراق کن. بنشین.
منبع: Our Day This Season 1Are we indulging in the present and making new memories?
آیا ما در حال حاضر اغراق می کنیم و خاطرات جدیدی می سازیم؟
منبع: Popular Science EssaysThese would be impossible if you indulge your feeling in grief.
اگر احساسات خود را در غم و اندوه اغراق کنید، این غیرممکن خواهد بود.
منبع: High-scoring English Essays for Graduate Entrance ExamsThose cavemen would hardly have indulged in sugary treats, however, so what caused their cavities?
با این حال، آن مردان غار به سختی به خوراکی های شیرین اغراق نمی کردند، پس چه چیزی باعث پوسیدگی دندان های آنها شد؟
منبع: TED-Ed (video version)In vain, after these things, may we indulge the fond hope of peace and reconciliation.
بی حاصل، پس از این مسائل، ممکن است ما امیدهای شیرین صلح و آشتی را اغراق کنیم.
منبع: American Version Language Arts Volume 6We don't encourage them to indulge in any solitary amusements.
ما آنها را تشویق نمی کنیم که به هرگونه سرگرمی تنهایی بپردازند.
منبع: Brave New WorldAre we ever going to stop paying for indulging your father?
آیا ما تا ابد از پرداخت هزینه اغراق در مورد پدر شما دست نمی کشیم؟
منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)Just indulge me. will you? Don't always burst my bubbles.
فقط من را اغراق کن. خواهشی داری؟ همیشه حباب های من را نترکان.
منبع: Discussing American culture.The world can't afford to indulge your indecision.
دنیا نمی تواند متحمل اغراق در دودلی شما شود.
منبع: American TV series Person of Interest Season 4indulge in
از تجملات لذت ببرید
self-indulgence
خودخواهی
indulge in luxury
از تجملات و اشیاء لوکس لذت ببرید
indulge in pleasure
از لذت ها لذت ببرید
indulge a craving for chocolate.
اجازه دادن به یک هوس برای شکلات
I indulged in an orgy of housework.
من در یک غرقگی در انجام کارهای خانه شرکت کردم.
I don't indulge in idle gossip.
من در شایعهگویی بیفایده شرکت نمیکنم.
I only indulge on special occasions.
من فقط در مناسبت های خاص لذت می برم.
he was disinclined to indulge in retrospection.
او تمایلی به پرداختن به گذشته نداشت.
indulge oneself in eating and drinking
خود را در خوردن و نوشیدن غرق کنید.
He indulged in idle fancy.
او به خیالپردازیهای بیفایده دلخوش بود.
Everyone should indulge in fantasy on occasion.
هر کسی باید گاهی اوقات در فانتزی غوطه ور شود.
He indulges in tobacco.
او به دخانیات مشغول است.
indulged in outrageous behavior; indulged in all the latest fads.
در رفتارهای جسورانه شرکت کرد؛ در تمام آخرین مدها شرکت کرد.
We all indulge in unconscious role-playing.
ما همه در نقش آفرینی ناخودآگاه شرکت می کنیم.
she was able to indulge a growing passion for literature.
او توانست یک اشتیاق رو به رشد برای ادبیات را تقویت کند.
he indulged Andrew beyond all reason.
او اندرو را فراتر از هر دلیلی تشویق کرد.
a collector with an eye for quality and the means to indulge it without stint .
گردآورنده ای با چشمی برای کیفیت و امکانات برای لذت بردن از آن بدون کم فروشی.
She indulges her children too much.
او فرزندانش را بیش از حد تشویق می کند.
He indulges his children too much.
او فرزندانش را بیش از حد تشویق می کند.
He even indulged his children.
حتی او فرزندانش را تشویق کرد.
It is sometimes necessary to indulge a sick child.
گاهی اوقات لازم است یک کودک بیمار را تشویق کرد.
You are not to indulge this request.
شما نباید در این درخواست اغراق کنید.
منبع: Exciting moments of Harry PotterCome on, indulge us. Sit down.
بیا، ما را اغراق کن. بنشین.
منبع: Our Day This Season 1Are we indulging in the present and making new memories?
آیا ما در حال حاضر اغراق می کنیم و خاطرات جدیدی می سازیم؟
منبع: Popular Science EssaysThese would be impossible if you indulge your feeling in grief.
اگر احساسات خود را در غم و اندوه اغراق کنید، این غیرممکن خواهد بود.
منبع: High-scoring English Essays for Graduate Entrance ExamsThose cavemen would hardly have indulged in sugary treats, however, so what caused their cavities?
با این حال، آن مردان غار به سختی به خوراکی های شیرین اغراق نمی کردند، پس چه چیزی باعث پوسیدگی دندان های آنها شد؟
منبع: TED-Ed (video version)In vain, after these things, may we indulge the fond hope of peace and reconciliation.
بی حاصل، پس از این مسائل، ممکن است ما امیدهای شیرین صلح و آشتی را اغراق کنیم.
منبع: American Version Language Arts Volume 6We don't encourage them to indulge in any solitary amusements.
ما آنها را تشویق نمی کنیم که به هرگونه سرگرمی تنهایی بپردازند.
منبع: Brave New WorldAre we ever going to stop paying for indulging your father?
آیا ما تا ابد از پرداخت هزینه اغراق در مورد پدر شما دست نمی کشیم؟
منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)Just indulge me. will you? Don't always burst my bubbles.
فقط من را اغراق کن. خواهشی داری؟ همیشه حباب های من را نترکان.
منبع: Discussing American culture.The world can't afford to indulge your indecision.
دنیا نمی تواند متحمل اغراق در دودلی شما شود.
منبع: American TV series Person of Interest Season 4لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید