inept

[ایالات متحده]/ɪˈnept/
[بریتانیا]/ɪˈnept/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامناسب; دست و پا چلفتی

جملات نمونه

They're inept at tennis.

آنها در تنیس ناتوان هستند.

He was an inept politician.

او یک سیاستمدار نالایق بود.

inept handling of the account.

مدیریت نالایق حساب.

the referee's inept handling of the match.

مدیریت نالایق داور مسابقه.

an inept attempt to put things right

یک تلاش نالایق برای اصلاح امور

Whan an inept remark to make on such a formal occasion.

وقتی یک اظهار نظر نالایق در چنین مناسبت رسمی وجود دارد.

If the rumor is true, can anything be more inept than to repeat it now?

اگر شایعه درست باشد، آیا می توان چیزی بیشتر از تکرار آن در حال حاضر نالایق وجود داشت؟

نمونه‌های واقعی

In the confidential memos, Kim Darroch called Trump's administration inept.

در یادداشت‌های محرمانه، کیم داروچ، دولت ترامپ را نالایق خواند.

منبع: BBC Listening Collection July 2019

If anything, his well-meaning, but often inept, policies contributed to the malaise.

اگر غیره، سیاست‌های او که با حسن نیت بودند اما اغلب نالایق، به رکود دامن زدند.

منبع: The rise and fall of superpowers.

Mr Bush tainted America's values with inept invasion, prisoner abuse and imperial overstretch.

آقای بوش با حمله نالایق، سوء استفاده از زندانیان و گسترش امپریالیستی، ارزش‌های آمریکا را لکه‌دار کرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

For example, the speaker describes the regular police as " bumblingly inept."

به عنوان مثال، گوینده پلیس معمولی را "به طرز نالایقی دست و پا چلفتی" توصیف می‌کند.

منبع: ETS Official TOEFL Guide

We mean you're not alone or defective or inept.

ما به این معنی نیستیم که شما تنها یا معیوب یا نالایق هستید.

منبع: Psychology Mini Class

Sometimes I laugh because characters are socially inept and encounter embarrassing mix-ups.

گاهی اوقات من می‌خندم زیرا شخصیت‌ها از نظر اجتماعی نالایق هستند و دچار اشتباهات خجول‌کننده‌ای می‌شوند.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

Then there's Spongebob's best friend, the inept starfish Patrick.

سپس دوست صمیمی بهترین دوست اسفنجی باب، ستاره دریایی نالایق پاتریک وجود دارد.

منبع: The importance of English names.

Parents fret that staring at screens all day has made youngsters socially inept face-to-face.

والدین نگرانند که خیره شدن به صفحه نمایش در طول روز باعث شده است که جوانان در برخورد چهره به چهره از نظر اجتماعی نالایق شوند.

منبع: The Economist - Comprehensive

And her dog—maybe it's true—it's one of the most inept, impossible dogs to ever take care of.

و سگ او - شاید درست باشد - یکی از نالایق‌ترین و غیرممکن‌ترین سگ‌هایی است که تا به حال کسی به آن رسیدگی کرده است.

منبع: Bill Gates on Reading

By turns it has been inept and indecisive over this affair, while failing to get anything else done either.

گاهی اوقات نالایق و گاهی اوقات مردد بوده است، در حالی که نتوانسته است هیچ کار دیگری را نیز انجام دهد.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید