bungling

[ایالات متحده]/'bʌŋɡliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دست و پا چلفتی; ناتوان
n. یک کار دست و پا چلفتی
v. به طور دست و پا چلفتی کار کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbungling

جملات نمونه

the work of a bungling amateur.

کار یک آماتور ناشی

You can’t do a thing without bungling it.

نمی‌توانید بدون خرابکاری کاری انجام دهید.

He is always bungling his assignments at work.

او همیشه وظایف خود را در محل کار خراب می‌کند.

The bungling thief was caught by the police.

دزد ناشی توسط پلیس دستگیر شد.

Her bungling attempts at cooking always end in disaster.

تلاش‌های ناشیانه او برای آشپزی همیشه به فاجعه می‌انجامد.

The bungling waiter spilled soup all over the customer.

گارسون ناشی سوپ را روی مشتری ریخت.

Despite his bungling ways, he somehow managed to finish the project on time.

با وجود روش‌های ناشیانه‌اش، او به طرز عجیبی توانست پروژه را به موقع تمام کند.

The bungling actor forgot his lines during the performance.

بازیگر ناشی خطوط خود را در طول اجرا فراموش کرد.

She is tired of his constant bungling and mistakes.

او از خرابکاری و اشتباهاتش خسته شده است.

The bungling mechanic made the problem worse instead of fixing it.

مکانیک ناشی به جای رفع مشکل، آن را بدتر کرد.

His bungling attempts to fix the leaky faucet only made it worse.

تلاش‌های ناشیانه‌اش برای تعمیر شیر آب نشتی فقط آن را بدتر کرد.

The bungling intern made a mess of the presentation in front of the clients.

کارآموز ناشی ارائه‌ای را در مقابل مشتریان به هم ریخت.

نمونه‌های واقعی

And a bungling criminal is caught on tape in Spartanburg, South Carolina.

و یک جنایتکار ناشی در اسپارتنبورگ، کارولینای جنوبی ضبط شده است.

منبع: CNN Listening Collection November 2012

Locals say a long-running drought has been made worse by official bungling and the diversion of water to other cities.

ساکنان می گویند خشکس طولانی مدت با دست و پا چلفتی مقامات و منحرف کردن آب به شهرهای دیگر تشدید شده است.

منبع: The Economist (Summary)

So, " bungling" means to do something poorly, even if you know how to do it.

بنابراین، "دست و پا چلفتی" به معنای انجام دادن کاری به نحو نامناسب است، حتی اگر بدانید چگونه آن را انجام دهید.

منبع: 2015 English Cafe

After decades of population decline, political bungling and corruption, Detroit, once America's third-largest city, now needs an emergency manager to save it.

پس از دهه‌ها کاهش جمعیت، دست و پا چلفتی و فساد سیاسی، دیترویت که زمانی سومین شهر بزرگ آمریکا بود، اکنون به مدیر اضطراری برای نجات آن نیاز دارد.

منبع: The Economist - Comprehensive

The World Health Organization says too many countries are bungling their response to the corona virus pandemic and has warned things will get worse and worse without improved strategies.

سازمان بهداشت جهانی می گوید که تعداد زیادی از کشورها در پاسخ به همه‌گیری ویروس کرونا دست و پا چلفتی می کنند و هشدار داده است که بدون استراتژی های بهبود یافته، اوضاع بدتر و بدتر خواهد شد.

منبع: BBC World Headlines

The lazy and bungling person can adopt a set of opinions which prove to his satisfaction that the grapes are sour-the grapes being the rewards that more energetic and competent men can win.

یک فرد تنبل و ناشی می تواند مجموعه ای از باورها را اتخاذ کند که به او نشان می دهد که انگورها ترش هستند - انگورها به معنای جوایزی است که مردان پرانرژی و توانمند می توانند به دست آورند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید