ineptness

[ایالات متحده]/ɪˈnɛpt.nəs/
[بریتانیا]/ɪˈnɛpt.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌کفایتی؛ کمبود مهارت یا توانایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ineptness displayed

نشان دادن ناتوانی

ineptness in action

ناتوانی در عمل

ineptness revealed

افشای ناتوانی

ineptness shown

نشان دادن ناتوانی

ineptness acknowledged

تصدیق ناتوانی

ineptness recognized

تشخیص ناتوانی

ineptness demonstrated

نشان دادن ناتوانی

ineptness assessed

ارزیابی ناتوانی

ineptness noted

یادداشت ناتوانی

ineptness explained

توضیح ناتوانی

جملات نمونه

his ineptness at fixing the car was evident.

ناتوانی او در تعمیر خودرو آشکار بود.

the team's ineptness in handling the project led to delays.

ناتوانی تیم در مدیریت پروژه منجر به تاخیر شد.

her ineptness in social situations made her feel isolated.

ناتوانی او در موقعیت‌های اجتماعی باعث می‌شد احساس انزوا کند.

despite his ineptness, he was determined to improve.

با وجود ناتوانی‌اش، او مصمم بود که پیشرفت کند.

the manager's ineptness caused frustration among the staff.

ناتوانی مدیر باعث ناراحتی در بین کارکنان شد.

we cannot overlook his ineptness in communication.

ما نمی‌توانیم ناتوانی او در برقراری ارتباط را نادیده بگیریم.

her ineptness at cooking resulted in a burnt dinner.

ناتوانی او در آشپزی منجر به یک شام سوخته شد.

the ineptness of the software led to frequent crashes.

ناتوانی نرم‌افزار منجر به خرابی‌های مکرر شد.

his ineptness in negotiations cost the company a major deal.

ناتوانی او در مذاکرات باعث از دست رفتن یک قرارداد بزرگ برای شرکت شد.

she tried to hide her ineptness in front of her peers.

او سعی کرد ناتوانی خود را در مقابل همسالانش پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید