inexpert

[ایالات متحده]/ɪn'ekspɜːt/
[بریتانیا]/ɪn'ɛkspɝt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبتدی
adj. فاقد مهارت

جملات نمونه

inexpert handling of the situation

برخورد غیرحرفه‌ای با شرایط

نمونه‌های واقعی

Yet, each motion of adjusting the adhesion tabs under Gurney's inexpert guidance had seemed natural, instinctive.

با این حال، هر حرکتی برای تنظیم زبانه های چسبندگی تحت رهبری ناشی گِرنی طبیعی و غریزی به نظر می رسید.

منبع: "Dune" audiobook

But it also turns out that even inexpert humans can learn such tricks by playing around.

اما معلوم می شود که حتی انسان های ناشی هم می توانند با بازی کردن چنین ترفندهایی را یاد بگیرند.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید