inexplicitness

[ایالات متحده]/ˌɪnɪkˈsplɪsɪtnəs/
[بریتانیا]/ˌɪnɪkˈsplɪsɪs/

ترجمه

n. کیفیت نامشخص یا مبهم بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inexplicitness of meaning

بیان نانواضح معنا

inexplicitness in communication

بیان نانواضح در ارتباطات

inexplicitness in language

بیان نانواضح در زبان

inexplicitness of thought

بیان نانواضح در تفکر

inexplicitness of ideas

بیان نانواضح ایده ها

inexplicitness in art

بیان نانواضح در هنر

inexplicitness in writing

بیان نانواضح در نوشتن

inexplicitness of terms

بیان نانواضح اصطلاحات

inexplicitness of context

بیان نانواضح زمینه

inexplicitness in discussion

بیان نانواضح در بحث

جملات نمونه

the inexplicitness of his explanation left everyone confused.

بیان نامفهوم او باعث سردرگمی همه شد.

her inexplicitness in communication often leads to misunderstandings.

بیان مبهم او در ارتباطات اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

we need to address the inexplicitness in the report.

ما باید به فقدان شفافیت در گزارش رسیدگی کنیم.

the inexplicitness of the guidelines caused frustration among the team.

بی‌وضوحی دستورالعمل‌ها باعث ناامیدی در بین اعضای تیم شد.

his inexplicitness about the project details raised concerns.

بیان مبهم او در مورد جزئیات پروژه نگرانی ایجاد کرد.

inexplicitness can lead to a lack of trust in communication.

بیان مبهم می تواند منجر به فقدان اعتماد در ارتباطات شود.

the inexplicitness of the law can create loopholes.

بی‌وضوحی قانون می‌تواند راه فراری ایجاد کند.

we should strive for clarity instead of inexplicitness in our discussions.

ما باید به جای بیان مبهم در بحث های خود به وضوح تلاش کنیم.

the inexplicitness of the terms made negotiations difficult.

بی‌وضوحی شرایط مذاکرات را دشوار کرد.

his inexplicitness was a barrier to effective teamwork.

بیان مبهم او مانعی برای کار تیمی موثر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید