infantile

[ایالات متحده]/ˈɪnfəntaɪl/
[بریتانیا]/ˈɪnfəntaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نوزادی، کودکانه، نابالغ؛ مربوط به نوزادان.

عبارات و ترکیب‌ها

infantile diarrhea

اسهال نوزادی

infantile autism

خودکامی نوزادی

جملات نمونه

infantile behavior; an infantile remark.

رفتار کودکانه؛ یک اظهار نظر کودکانه.

Some infantile actions survive into adulthood.

برخی از اعمال کودکی وارد بزرگسالی می‌شوند.

the regressive, infantile wish for the perfect parent of early childhood.

تمایل رگرسیون و کودکی به والد بی‌نقص در اوایل کودکی.

Objective: To study the clinical effect of infantile spasms which is treated without ACTH or corticoid.

هدف: بررسی اثرات بالینی تشنج نوزادی که بدون ACTH یا کورتیکویید درمان می‌شود.

1.Osteoblast and osteoclast activity in a malignant infantile osteopetrosis patient following bone marrow transplantation.

1. فعالیت‌های استئوبلاست و استئوکلاست در یک بیمار مبتلا به اوستئوپتروز بدخیم نوزادی پس از پیوند مغز استخوان.

Claudio_Voltich Muebles juveniles e infantiles, variedad de colores y diseños, a medida en haya y roble.

Claudio_Voltich مبلمان جوانان و نوزادان، انواع رنگ‌ها و طرح‌ها، سفارشی در مورد افرا و بلوط.

Purpose To investigate the efficacy of brain-activating acupuncture plus diazepam injection for treatment of infantile hyperpyretic convulsion and its safety.

هدف: بررسی اثربخشی طب سوزنی فعال کننده مغز به همراه تزریق دیازپام برای درمان تشنج بیش از حد تب در نوزادان و ایمنی آن.

In theory,he fighted against abusing medicine such as metals,stone,camphol,musk in treatment of infantile convulsion.

در تئوری، او با سوء استفاده از داروها مانند فلزات، سنگ‌ها، کامفول و عنبر در درمان تشنج نوزادی مبارزه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید