childlike

[ایالات متحده]/'tʃaɪl(d)laɪk/
[بریتانیا]/'tʃaɪldlaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌گناه؛ شبیه یک کودک؛ مانند آنچه که از یک کودک است.

عبارات و ترکیب‌ها

childlike innocence

معصومیت کودکانه

جملات نمونه

She has a childlike innocence about her.

او معصومیت كودكانه را در وجودش دارد.

His childlike enthusiasm is contagious.

اشتیاق كودكانه او مسری است.

The painting captures the childlike wonder of the beach.

این نقاشی شگفتی كودكانه ساحل را به تصویر می‌كشد.

Her laughter was pure and childlike.

خنده او خالص و كودكانه بود.

He approached the problem with a childlike curiosity.

او با كنجكاوی كودكانه به حل مسئله پرداخت.

The story is told in a childlike manner.

داستان به روشی كودكانه تعریف می‌شود.

The music had a childlike charm to it.

موسیقی جذابیت كودكانه ای داشت.

His childlike trust in others is endearing.

اعتماد كودكانه او به دیگران دوست داشتنی است.

The book captures the essence of childlike imagination.

این کتاب جوهره تخیل كودكانه را به تصویر می‌كشد.

She has a childlike sense of wonder.

او حس شگفتی كودكانه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید