inferences

[ایالات متحده]/ˈɪn.fər.ən.sɪz/
[بریتانیا]/ˈɪn.fər.ən.sɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتیجه‌گیری‌های گرفته شده از شواهد یا استدلال

عبارات و ترکیب‌ها

draw inferences

نتیجه‌گیری کردن

make inferences

نتیجه‌گیری کردن

infer inferences

نتیجه‌گیری کردن

test inferences

آزمایش نتیجه‌گیری‌ها

support inferences

حمایت از نتیجه‌گیری‌ها

evaluate inferences

ارزیابی نتیجه‌گیری‌ها

challenge inferences

به چالش کشیدن نتیجه‌گیری‌ها

refine inferences

بهبود نتیجه‌گیری‌ها

clarify inferences

شفاف‌سازی نتیجه‌گیری‌ها

validate inferences

اعتبارسنجی نتیجه‌گیری‌ها

جملات نمونه

we can draw inferences from the data collected.

ما می‌توانیم نتیجه‌گیری از داده‌های جمع‌آوری‌شده استخراج کنیم.

his inferences about the situation were quite accurate.

نتیجه‌گیری‌های او در مورد وضعیت کاملاً دقیق بود.

making inferences requires critical thinking skills.

نتیجه‌گیری کردن به مهارت‌های تفکر انتقادی نیاز دارد.

she based her inferences on the available evidence.

او نتیجه‌گیری‌های خود را بر اساس شواهد موجود قرار داد.

inferences can sometimes lead to incorrect conclusions.

نتیجه‌گیری‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به نتیجه‌گیری‌های نادرست شوند.

teachers encourage students to make inferences while reading.

معلمان تشویق می‌کنند که دانش‌آموزان در حین خواندن نتیجه‌گیری کنند.

his inferences were supported by logical reasoning.

نتیجه‌گیری‌های او با استدلال منطقی پشتیبانی می‌شد.

we should be cautious about our inferences in this matter.

ما باید در مورد نتیجه‌گیری‌های خود در این مورد محتاط باشیم.

inferences drawn from past experiences can guide future decisions.

نتیجه‌گیری‌هایی که از تجربیات گذشته به دست می‌آید می‌تواند تصمیمات آینده را هدایت کند.

making inferences helps deepen our understanding of the text.

نتیجه‌گیری کردن به تعمیق درک ما از متن کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید