draw inferences
نتیجهگیری کردن
make inferences
نتیجهگیری کردن
infer inferences
نتیجهگیری کردن
test inferences
آزمایش نتیجهگیریها
support inferences
حمایت از نتیجهگیریها
evaluate inferences
ارزیابی نتیجهگیریها
challenge inferences
به چالش کشیدن نتیجهگیریها
refine inferences
بهبود نتیجهگیریها
clarify inferences
شفافسازی نتیجهگیریها
validate inferences
اعتبارسنجی نتیجهگیریها
we can draw inferences from the data collected.
ما میتوانیم نتیجهگیری از دادههای جمعآوریشده استخراج کنیم.
his inferences about the situation were quite accurate.
نتیجهگیریهای او در مورد وضعیت کاملاً دقیق بود.
making inferences requires critical thinking skills.
نتیجهگیری کردن به مهارتهای تفکر انتقادی نیاز دارد.
she based her inferences on the available evidence.
او نتیجهگیریهای خود را بر اساس شواهد موجود قرار داد.
inferences can sometimes lead to incorrect conclusions.
نتیجهگیریها گاهی اوقات میتوانند منجر به نتیجهگیریهای نادرست شوند.
teachers encourage students to make inferences while reading.
معلمان تشویق میکنند که دانشآموزان در حین خواندن نتیجهگیری کنند.
his inferences were supported by logical reasoning.
نتیجهگیریهای او با استدلال منطقی پشتیبانی میشد.
we should be cautious about our inferences in this matter.
ما باید در مورد نتیجهگیریهای خود در این مورد محتاط باشیم.
inferences drawn from past experiences can guide future decisions.
نتیجهگیریهایی که از تجربیات گذشته به دست میآید میتواند تصمیمات آینده را هدایت کند.
making inferences helps deepen our understanding of the text.
نتیجهگیری کردن به تعمیق درک ما از متن کمک میکند.
draw inferences
نتیجهگیری کردن
make inferences
نتیجهگیری کردن
infer inferences
نتیجهگیری کردن
test inferences
آزمایش نتیجهگیریها
support inferences
حمایت از نتیجهگیریها
evaluate inferences
ارزیابی نتیجهگیریها
challenge inferences
به چالش کشیدن نتیجهگیریها
refine inferences
بهبود نتیجهگیریها
clarify inferences
شفافسازی نتیجهگیریها
validate inferences
اعتبارسنجی نتیجهگیریها
we can draw inferences from the data collected.
ما میتوانیم نتیجهگیری از دادههای جمعآوریشده استخراج کنیم.
his inferences about the situation were quite accurate.
نتیجهگیریهای او در مورد وضعیت کاملاً دقیق بود.
making inferences requires critical thinking skills.
نتیجهگیری کردن به مهارتهای تفکر انتقادی نیاز دارد.
she based her inferences on the available evidence.
او نتیجهگیریهای خود را بر اساس شواهد موجود قرار داد.
inferences can sometimes lead to incorrect conclusions.
نتیجهگیریها گاهی اوقات میتوانند منجر به نتیجهگیریهای نادرست شوند.
teachers encourage students to make inferences while reading.
معلمان تشویق میکنند که دانشآموزان در حین خواندن نتیجهگیری کنند.
his inferences were supported by logical reasoning.
نتیجهگیریهای او با استدلال منطقی پشتیبانی میشد.
we should be cautious about our inferences in this matter.
ما باید در مورد نتیجهگیریهای خود در این مورد محتاط باشیم.
inferences drawn from past experiences can guide future decisions.
نتیجهگیریهایی که از تجربیات گذشته به دست میآید میتواند تصمیمات آینده را هدایت کند.
making inferences helps deepen our understanding of the text.
نتیجهگیری کردن به تعمیق درک ما از متن کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید